راز تب دنباله‌سازی؛ چرا همه به فصل‌های بعدی پناه برده‌اند؟

اخبار

پلتفرم‌ها و تلویزیون به تب دنباله‌سازی مبتلا شده‌اند؛ اما هر فصل جدید الزاماً موفق نیست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی آژانس خبری مظفریه، دنباله‌سازی دیگر یک اتفاق استثنایی در تولید سریال نیست؛ به راهبرد مشترک تلویزیون و نمایش خانگی تبدیل شده است. اگر روزگاری در شبکه نمایش خانگی تنها آثاری مانند «قلب یخی» و بعدتر «شهرزاد» تجربه ساخت فصل‌های بعدی را داشتند، امروز پلتفرم‌ها بیش از هر زمان دیگری به ادامه دادن سریال‌های موفق فکر می‌کنند. فصل سوم «وحشی»، فصل سوم «بامداد خمار»، فصل دوم «سووشون» و حتی گمانه‌زنی‌ها درباره ادامه برخی آثار دیگر، نشان می‌دهد دنباله‌سازی به یکی از مهم‌ترین سیاست‌های تولید در نمایش خانگی تبدیل شده است.

در تلویزیون نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. رسانه ملی در سال‌های اخیر به احیای برندهای موفق روی آورده و از «پایتخت»، «نون‌خ» و «زیرخاکی» گرفته تا «کارآگاه علوی»، «زیر آسمان شهر»، «آژانس دوستی»، «طوبی» و چند مجموعه دیگر، همگی با هدف استفاده دوباره از سرمایه‌ای به نام «خاطره مخاطب» در مسیر ساخت فصل‌های جدید قرار گرفته‌اند.

پرسش اصلی اما اینجاست؛ آیا هر سریال موفقی باید ادامه پیدا کند؟

پاسخ لزوماً مثبت نیست. موفقیت یک فصل، مجوز ساخت فصل دوم یا سوم نیست. برخی داستان‌ها ظرفیت ادامه دارند و برخی دیگر، درست در همان نقطه‌ای که به پایان می‌رسند، کامل می‌شوند. گاهی ادامه دادن یک سریال نه‌تنها چیزی به اعتبار آن اضافه نمی‌کند، بلکه خاطره خوش فصل نخست را هم کمرنگ می‌کند. شاید اگر برخی آثار در همان فصل اول یا دوم به پایان می‌رسیدند، امروز جایگاه ماندگارتری در ذهن مخاطبان داشتند.

اتفاقاً نمایش‌خانگی بیش از تلویزیون با این چالش روبه‌روست. بسیاری از سریال‌های این حوزه، فصل نخست قدرتمندی داشته‌اند اما در ادامه نتوانسته‌اند همان کیفیت را حفظ کنند. «شهرزاد» هنوز هم بیش از هر چیز با فصل اولش شناخته می‌شود. «زخم کاری» نیز نمونه دیگری است که بسیاری از مخاطبان، فصل نخست آن را به مراتب منسجم‌تر از فصل‌های بعدی می‌دانند. حتی «قلب یخی» نیز نتوانست موفقیت آغازین خود را در ادامه تکرار کند.

در مقابل، تلویزیون اگرچه تجربه‌های ناموفق هم داشته، اما در زمینه سریال‌های چندفصلی کارنامه قابل دفاع‌تری ارائه کرده است. «پایتخت» همچنان موفق‌ترین برند دنباله‌دار تلویزیون محسوب می‌شود و «نون‌خ» و «زیرخاکی» نیز نشان دادند که اگر ایده هنوز ظرفیت داشته باشد، می‌توان چند فصل مخاطب را همراه نگه داشت. البته این به آن معنا نیست که هر سریال تلویزیونی نیز باید ادامه پیدا کند؛ چه‌بسا برخی مجموعه‌ها اگر در اوج به پایان برسند، ماندگارتر از زمانی خواهند بود که صرفاً برای ساخت فصل‌های بیشتر ادامه پیدا کنند.

تفاوت اصلی اما در شیوه برنامه‌ریزی است. در بسیاری از تولیدات موفق جهان، از همان روز نخست تکلیف چندفصلی بودن اثر مشخص است. نویسندگان و تهیه‌کنندگان می‌دانند داستان قرار است چند فصل ادامه پیدا کند، شخصیت‌ها چه مسیری را طی خواهند کرد و پایان روایت کجاست. مجموعه‌هایی مانند «Breaking Bad»، «فرار از زندان»، «لاست»، «بازی تاج‌وتخت» یا حتی جهان «هری پاتر» بر پایه چنین نگاهی شکل گرفتند؛ هرچند در همان سینما و تلویزیون جهان هم نمونه‌هایی وجود دارد که دنباله‌هایشان نتوانسته‌اند موفقیت آثار اولیه را تکرار کنند.

این همان حلقه مفقوده بسیاری از سریال‌های ایرانی است. گاهی یک سریال با نیت ساخت یک فصل تولید می‌شود، اما پس از استقبال مخاطبان، تصمیم به ادامه آن گرفته می‌شود. نتیجه چنین تصمیمی معمولاً کش آمدن قصه، ورود شخصیت‌های فرعی بدون کارکرد مشخص یا تکرار موقعیت‌های قبلی است. در حالی که اگر قرار است اثری دنباله‌دار باشد، باید از همان مرحله ایده‌پردازی برای چند فصل طراحی شود؛ از معماری داستان و نگارش فیلمنامه گرفته تا حفظ گروه نویسندگان، قرارداد بازیگران و حتی برنامه تولید.

شخصیت‌ها نیز سرمایه اصلی یک سریال هستند. مخاطب تنها نام یک مجموعه را دنبال نمی‌کند، بلکه با کاراکترهای آن زندگی می‌کند. حذف یا تغییر بی‌دلیل شخصیت‌های اصلی، جابه‌جایی بازیگران یا تغییر ناگهانی هویت کاراکترها، می‌تواند پیوند عاطفی مخاطب را از بین ببرد. تجربه «عاشقانه» نشان داد که حفظ نکردن شخصیت‌های کلیدی، یکی از مهم‌ترین آسیب‌های یک دنباله است.

در نهایت، دنباله‌سازی نه در تلویزیون ایراد دارد و نه در نمایش خانگی؛ مسئله، کیفیت دنباله‌هاست. امروز پلتفرم‌ها بیش از تلویزیون به سمت فصل‌سازی رفته‌اند و همین موضوع مسئولیت آنها را نیز سنگین‌تر می‌کند. مخاطب برای دیدن فصل جدید یک سریال، تنها پول اشتراک نمی‌پردازد؛ او روی خاطره‌ای که از فصل نخست دارد سرمایه‌گذاری می‌کند. اگر فصل جدید فقط برای استفاده از یک نام محبوب ساخته شود، آنچه آسیب می‌بیند نه فقط یک سریال، بلکه اعتماد مخاطب است.

بنابراین، معیار موفقیت یک مجموعه چندفصلی، تعداد فصل‌ها نیست؛ احترام به حقوق مخاطب است. این احترام از یک ایده قابل گسترش آغاز می‌شود، با فیلمنامه‌ای دقیق و شخصیت‌هایی که هویت خود را حفظ می‌کنند ادامه می‌یابد و در نهایت به تصمیمی ختم می‌شود که شاید مهم‌ترین تصمیم باشد؛ اینکه گاهی بهترین دنباله برای یک سریال، نساختن فصل بعدی آن است.

انتهای پیام/