جنگ، قواعد مذاکره را عوض کرد
در روز ۲۱۴ جنگ، عباس عراقچی نیویورک را ترک کرد، اما مسیر مذاکره را نبست. او پیش از بازگشت، با میانجیهای قطری دیدار کرد و گفت تبادل پیامها نسبت به هفتههای قبل «شکل جدیتری» گرفته است.
بهگزارش آژانس خبری مظفریه، در روز ۲۱۴ جنگ، عباس عراقچی نیویورک را ترک کرد، اما مسیر مذاکره را نبست. او پیش از بازگشت، با میانجیهای قطری دیدار کرد و گفت تبادل پیامها نسبت به هفتههای قبل «شکل جدیتری» گرفته است. قطر قرار است ایدههای مطرح شده را به طرف آمریکایی منتقل کند و پاسخ را به تهران برساند، اما درست در همین مرحله، اختلاف اصلی مذاکرات عیانتر شده است.
یک مقام آمریکایی به الجزیره گفته بدون رسیدگی به برنامه هستهای ایران توافقی برای پایان جنگ شکل نخواهد گرفت. در مقابل ادعا شده طرح ایران ترتیب دیگری دارد. ابتدا اقداماتی مانند کاهش تحریمها، دسترسی به داراییهای مسدودشده و پایان محاصره دریایی؛ سپس بازگشایی هرمز و ورود به مذاکرات توافق نهایی، از جمله پرونده هستهای. به این ترتیب، گره دیگری به مذاکرات زده شده است.
مسئله ایران؛ امتیاز قبل از تضمین نه
از منظر ایران، تفاوت این دو ترتیب اساسی است. اگر ایران ابتدا وارد معامله هستهای شود، در حالی که محاصره، تحریم نفت و محدودیتهای مالی همچنان برقرارند، بخش مهمی از قدرت چانهزنی خود را پیش از مشاهده نتیجه عملی واگذار کرده است. به همین دلیل ایران تلاش کرده مسئله را به «اقدام در برابر اقدام» تبدیل کند؛ نه توافقی که اجرای تعهدات آمریکا به مرحله بعد موکول شود، آن هم با سابقه بدعهدی مستمر طرف آمریکایی. حتی روایتهای آمریکایی نیز اختلاف را همین گونه توصیف میکنند. مقام آمریکایی طرف گفتوگو با الجزیره گفته دو طرف بر سر زمان تعهدات و اینکه ابتدا چه کسی کدام گام را بردارد فاصله دارند.
واشنگتن هنوز یک صدا ندارد
ابهام روزهای اخیر با مواضع متفاوت از داخل آمریکا بیشتر شده است. همان مقام آمریکایی به الجزیره گفته ترامپ در صورت پیشرفت در پرونده هستهای آماده کاهش تحریمها و آزادسازی بخشی از داراییهای ایران است. اما خود ترامپ امروز گزارشها درباره چنین پیشنهادی را تکذیب کرد و گفت به ایران «هیچ چیز» پیشنهاد نکرده است.
این الزاماً به معنی وجود اختلاف داخلی قطعی نیست؛ ممکن است بخشی از تاکتیک مذاکره باشد. اما برای ایران نتیجه عملی تفاوت چندانی ندارد. تا زمانی که تعهد مشخصی روی میز نباشد، اظهارات غیررسمی نمیتواند مبنای عقبنشینی از اهرمهای موجود باشد. گاردین نیز در پوشش مواضع ترامپ گزارش کرده او همزمان که از امکان مذاکره سخن میگوید، همچنان تأکید دارد آمریکا جنگ را هم به عنوان یک گزینه، ارزیابی میکند.
فشار نفت کمی سبکتر شده
عربستان بارگیری نفت از بندر ینبع را پس از راهاندازی مجدد خط لوله شرق–غرب از سر گرفته است. طبق گزارش رویترز، ظرفیت فعلی انتقال حدود ۶۵/۲میلیون بشکه در روز است و میتواند به سه تا چهار میلیون بشکه افزایش یابد؛ هرچند بازگشت کامل به ظرفیت پیش از حملات زمان بیشتری میبرد.
همزمان صادرات نفت خاورمیانه به حدود ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ نزدیک شده و قیمت برنت نزدیک ۲درصد کاهش یافته است. برای ایران، این تحول مهم است. هر چه مسیرهای جایگزین سریعتر ترمیم شوند، فشار فوری هرمز بر بازار کاهش مییابد، اما این هنوز به معنای عادی شدن بازار نیست. برنت همچنان بیش از ۱۰۳ دلار است و در مسیر رشد حدود ۱۴ درصدی ماهانه قرار دارد. پس زمان هم اهرم ایران را فرسوده میکند و هم هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا نگه میدارد.
خلیج فارس برای بحران بعدی آماده میشود
در همین مجموعه تازه، مؤسسه خاورمیانه به یک تغییر دیگر نیز اشاره کرده است. در میان دولتها و صنایع خلیج فارس تقریباً اجماع شکل گرفته که بحران هرمز ممکن است دوباره تکرار شود و همین انتظار اکنون بر تصمیمهای سرمایهگذاری و امنیت انرژی اثر میگذارد. یعنی حتی اگر توافقی حاصل شود، بازگشت ساده به وضعیت پیش از ۹ اسفند بعید است.در مجموع میتوان گفت مذاکره نه متوقف شده و نه به توافق نزدیک شده است. اما صورت مسئله روشنتر از قبل شده. آمریکا میخواهد پرونده هستهای بخشی از پیششرط پایان بحران باشد. ایران میخواهد ابتدا نتیجه ملموس رفع فشار را ببیند و بعد درباره توافق نهایی مذاکره کند. این یک اختلاف کوچک یا فنی نیست؛ قلب معامله است.
ارسال نظر شما