افشاگری علیه تراستی‌ها یا سفیدشویی ترامپ؟!

سیاسی

افشاگری علیه فساد، پدیده جدیدی نیست و در ایران در شکل مبتذل سیاسی و حتی در سطوح انتخاباتی نیز سابقه داشته است.

افشاگری علیه فساد، پدیده جدیدی نیست و در ایران در شکل مبتذل سیاسی و حتی در سطوح انتخاباتی نیز سابقه داشته است. در شکل مدون‌شده‌اش هم در جهان و هم طی سال‌های گذشته در ایران با عنوان «سوت‌زنی» در برخی قوانین آمده و سعی شده برای افشاگری علیه فساد حاشیه امن قانونی تعریف شود. صدالبته در قوانین افشاگری فساد مبتنی بر مدارک و مستندات تعریف شده است اما آنچه این روزها در برخی گفت‌وگوهای اینترنتی در موضوعاتی حساس مثل فروش نفت و پدیده تراستی‌ها دیده می‌شود، نه از جنس سوت‌زنی، که از سنخ افشاگری سیاست‌زده و مبتنی بر داده‌های خاص است.بحث بر سر ادعای دخالت یک جریان سیاسی در فروش نفت و حتی خراب‌کاری این جریان در ماجرای توافق اخیر برای تداوم فروش نفت در قالب تراستی و سود بردن از آن است. در حقیقت گوینده این داستان، فارغ از اینکه مدل فروش نفت در قالب تراستی‌ها حتماً با مناسبات سیاسی نیز پیوندهایی برقرار کرده است، اما در وهله نخست، نقش ترامپ و تلاش آمریکا برای کمرنگ کردن نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز با فعال‌سازی کریدور عمان را کاملاً نادیده می‌گیرد تا به نیروهای مسلح و مدافعان مرزهای این کشور که در حساس‌ترین مرز این روزهای کشور یعنی تنگه هرمز در حال جدال با دشمن وحشی و زورگو هستند تهمت خراب‌کاری سیاسی بزند و خیلی راحت از کنار کاری که آمریکایی‌ها تلاش داشتند در تنگه هرمز رقم بزنند و به‌صراحت خلاف بند ۵ تفاهم‌نامه بود، سوت‌زنان عبور کند.

واضح است همان جریانی که به دست داشتن در فروش نفت متهم شده و حتی نیروهای نظامی نیز به غلط هم‌راستا با آن جریان تعریف شده‌اند، اتفاقاً جریانی است که بیشترین نقدها را می‌توان در فضای سیاسی یکی دو سال اخیر به آن‌ها وارد کرد. جریانی که بارها مخاطب بایدهای رهبر شهید و رهبر عظیم‌الشأن انقلاب در زمینه ضرورت حفظ انسجام و وحدت بوده‌اند و حتماً این جریان از بابت ظلم به مذاکره‌کنندگان و نادیده گرفتن تذکرات صریح ولی‌فقیه درباره حفظ وحدت، به آن‌ها انتقادهای جدی وارد است، اما تدوین سناریو مافیایی از بر هم خوردن تفاهم و ربط آن به فروش نفت، جز سفیدشویی برای ترامپ نتیجه‌ای ندارد.کاش آقای افشاگر که برگه در دست از مجری پوزش می‌طلبد که نمی‌تواند به دلایل امنیتی، برگه اطلاعات فروش نفت تراستی‌ها را نشان دهد، بگوید در چه سازوکاری وی، ‌امین این اطلاعات محرمانه شده است و چرا این برگه‌ها را به او داده‌اند که افشاگری کند؟ واضح است در شرایط تحریم و محاصره و جنگ اقتصادی، اطلاعات فروش نفت ایران چه اندازه امنیتی است و چرا چنین اطلاعات امنیتی در دست یک افشاگر خاص قرار داده می‌شود؟البته که در فقدان شفافیت فروش نفت، باید نظارت‌های جدی بر شبکه تراستی‌ها وجود داشته باشد و حتماً نباید از نقش تأخیر تراستی‌ها در بازگرداندن ارز به کشور در وقوع کودتای دی‌ماه به‌سادگی گذشت و البته باید بدانیم قوه قضائیه نیز پرونده تخلفات برخی تراستی‌ها را روی میز پیگیری قرار داده است و جامعه انتظار دارد اطمینان‌بخشی کافی در زمینه نظارت مؤثر بر عملکرد این گروه ایجاد شود، اما با هر متر و معیاری، تبدیل ماجرای تراستی‌ها و فساد آن‌ها و روابط احیاناً سیاسی آن‌ها به پروژه در فضای مجازی با نقش‌آفرینی افشاگرانی که ارتباطات امنیتی غیرشفاف دارند، جز پروژه سیاسی نیست. آن هم جایی که تراستی‌ها مقصر بر هم زدن تفاهم می‌شوند تا ترامپ سفیدشویی شود. بله، این دیگر سوت‌زنی نیست، نواختن سرنا از دهانه گشاد آن است!