روایت ایستادگی محمد و ۲۲هزار آواره اردوگاه جنین برابر اشغالگری اسرائیل
محمد با وجود قطع دو پا و آواره شدن از خانه اش در اردوگاه جنین با ایستادگی مثال زدنی به اداره خانواده مشغول است
به گزارش «لما ابوحلو»، خبرنگار مظفریه آنلاین در کرانه باختری، «محمد رحاینه»، از جوانان مقاومت فلسطین در اردوگاه جنین، واقع در شمال کرانه باختری یکی از ده ها هزار جوانی است که در مبارزه با اشغالگری صهیونیست ها به مقام جانبازی نائل شده است. نبرد با اشغالگری صهیونیستها، پاهای محمد را از او گرفت، اما نتوانست بر ارادهاش برای ادامه زندگی فائق آید.
او در جریان حملات وحشیانه جنگندههای رژیم صهیونیستی به این اردوگاه هر دو پای خود را از دست داد تا پس از پیروزی در این نبرد، وارد جنگ ارادهها و نبرد برای بقا با هدف اداره زندگی خود، همسر و پنج فرزندش شود.

محمد در تشریح جزئیات این حمله به خبرنگار ما میگوید: وقتی حملات اسرائیل به اردوگاه جنین آغاز شد، یک بالگرد نیروی هوایی ارتش اسرائیل، گروهی از جوانان فلسطینی را که در نقطهای تجمع کرده بودند، هدف بمباران خود قرار داد که در جریان این حمله من نیز مجروح شدم و هر دو پایم به همراه انگشت دست راستم قطع شد. علاوه بر آن، ترکشهایی به کمر و دیگر قسمتهای بدنم اصابت کرد.

اما تغییر و تحول در زندگی محمد تنها به این مجروحیت محدود نماند و او بعد از تحمل این درد، از خانه خود در اردوگاه جنین نیز بیرون رانده شد.
او در تشریح مصائب و مشقتهای زندگی خود به ویژه در زمان طی دوران درمان می گوید: انتقال به بیمارستان یکی از سختترین جابهجاییها از اردوگاه بود، همراهانم مرا از کوه بالا بردند، چون اردوگاه محاصره شده بود و در ادامه از کوه های اطراف اردوگاه، راهی محله الدمج شدیم و سپس به جنین رفتیم و از جنین به بیمارستانی در سمت دیگر شهر منتقل شدم.
وی ادامه داد: در بیمارستان تحت درمان قرار گرفتم و تقریباً ۱۲ ساعت در اتاق عمل بودم اما در حین عمل دچار خونریزی داخلی شدم و شش روز در کما بودم، اما به لطف خدا زنده ماندم و اکنون در کنار خانوادهام هستم.
در ادامه این گفتگو همراه محمد از خانهای که پس از آوارگی در آن سکنی گزیده خارج شدیم و تا از محل کار و امرار معاش وی بازدید کنیم. گامهای کوتاه محمد را به سوی مکان دیگری همراهی میکنیم، جایی که او برای کار کردن به آنجا آمده است، کانکسی کوچک و جمع و جور که حالا به منبع درآمد او، همسر و پنج فرزندش مبدل شده است.

او در تشریح نحوه فعالیتش در کانکسی کوچک در مقابل منزلش میگوید: هر روز صبح ساعت ۱۰ یا ۱۱ صبح بساطم را باز میکنم و کار میکنم.من و همسرم و بچههایم با درآمد آن زندگی میکنیم… با وجود تمام شرایط سختی که از سر میگذرانیم، من این کار را یک چالش برای خودم میدانم… چالش نبرد برای زندگی… چون هر کسی که هر دو پایش را از دست داده و در حرکت مشکل دارد نمیتواند ساعتهای طولانی بنشیند و در مغازه کار کند. با این حال، هنوز ایستادهام و صبر میکنم و این انرژی را از خانواده و همسرم میگیرم.

اگر فکر میکنید ماجرا فقط به یک کانکس محدود می شود، اشتباه میکنید، اینجا در فلسطین، حتی در برابر اشغالگری که بار سنگین زندگی را بر مردم تحمیل میکند، این زن و شوهر و تمام اعضای خانواده، همگی در کنار هم در برابر اشغالگری و آوارگی ایستادگی به خرج میدهند، درد و مسئولیت را با هم تقسیم میکنند و به بقا و ادامه زندگی پایبند میمانند.
«ام سلطان»، همسر محمد که مسئولیت تربیت پنج فرزند و همراهی همسر جانبازش را بر عهده دارد در تشریح اوضاع و احوال زندگی خود میگوید: این کانکس را راه انداختیم تا بتوانیم بر چالشها فائق آییم و زندگی بچههایمان را تأمین کنیم. من پنج فرزند دارم، کوچکترینشان ایلا است که چهار ماه دارد. من هم خیلی از همسرم حمایت میکنم و تا جایی که بتوانم سعی میکنم فشارهای زندگی را از دوش او بردارم و در کنارش باشم و به او کمک کنم.

پسر عموی محمد در تشریح ایستادگی و تابآوری محمد در میان بستگان و نزدیکان اظهار میدارد: مجروحیت روی محمد تأثیر گذاشته، اما او واقعاً آدم قدرتمندی است. حمودی (محمد) در اردوگاه نمادی از چالش، ایستادگی و اراده است. او حالا دیگر فقط نماینده اردوگاه نیست، بلکه نمایندهای برای تمام دنیاست.

محمد تنها کسی نیست که خانه و زندگیاش را درسایه ادامه اشغالگری و جنایات اسرائیل در کرانه باختری از دست داده است؛ چرا که هم اکنون حدود ۲۲ هزار آواره اردوگاه جنین تلاش میکنند با ادامه زندگی بر روی ویرانههای خانههایشان، جلوهای دیگر از مقاومت فلسطین را به نمایش بگذارند.

اینجا، داخل همین کانکس کوچک محمد تصمیم گرفته فصل تازهای از زندگیاش را آغاز کند، مکانی که نه فقط منبع امرار معاش، بلکه نمودی عینی از اراده فلسطینیان برای ادامه بقا در سرزمین خود و مبارزه با اشغالگری صهیونیستها است.
انتهای پیام/
ارسال نظر شما