قلب‌هایی که برای ایران تپید

سیاسی

امروز تیم ملی فوتبال در شرایطی وارد کشور می‌شود که در ظاهر امر این تیم با ناکامی و حذف از مرحله مقدماتی، جام جهانی را ترک کرده است، اما نباید این نکته را هم نادیده گرفت که این ناکامی را باید صرفاً لایه سطحی ماجرا تلقی کرد.

امروز تیم ملی فوتبال در شرایطی وارد کشور می‌شود که در ظاهر امر این تیم با ناکامی و حذف از مرحله مقدماتی، جام جهانی را ترک کرده است، اما نباید این نکته را هم نادیده گرفت که این ناکامی را باید صرفاً لایه سطحی ماجرا تلقی کرد؛ چرا که در لایه‌های زیرین و پنهان، جام جهانی دستاوردهای بزرگ دیگری نیز برای ایران به همراه داشت. پیام اتحاد و یکپارچگی ایران و همچنین مظلومیتی که این تیم برای دنیا ارسال کرد، غیر قابل انکار و چشم‌پوشی است. این را می‌توان از واکنش‌های مردم در مکزیک و در کمپ تی‍خوانا درک کرد، در جایی که حتی رئیس‌جمهور مکزیک احتمالاً به دلیل نگرانی از واکنش واشنگتن، ناچار شده آن را یک استقبال خودجوش و مردمی و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی عنوان کند.

واقعیت این است که چنین واکنش‌هایی در قبال حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی و حتی حذف غم‌انگیز آن از جام جهانی مختص به کشور و یا مردم منطقه خاصی از جهان نبوده و تقریباً جنبه سراسری داشته است. در همین راستا روزنامه معتبر «ایندین اکسپرس» مقاله‌ای احساسی به قلم «سپتارشی باساک» منتشر کرد که در نوع خود بسیار جالب توجه و در خور تأمل است. این روزنامه‌نگار هندی در این مقاله به شکلی صادقانه به بیان احساسات خود در قبال فوتبال و به طور خاص تیم ملی ایران در این جام جهانی می‌پردازد. باساک در ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که «برای فردی که مثل او کشورش در جام جهانی حضور ندارد، همیشه دلیلی برای حمایت از یک تیم خارجی پیدا می‌شود؛ گاهی حضور بازیکن مورد علاقه، سبک بازی زیبا، یک علاقه شخصی مانند کشوری که در آن درس خوانده‌ای و یا به آن سفر کرده‌ای و عاشق آن شده‌ای».در نهایت او از یک انگیزه دیگر هم می‌گوید: «سیاست و احساس همبستگی و همذات‌پنداری با مسائل و مشکلات یک کشور و یا حتی در احساس تقابل با رقیب آن، به خصوص که آن رقیب میزبان(آمریکا) هم باشد». این فعال فرهنگی هندی تأکید می‌کند: «با چنین نگرشی بود که در این جام جهانی ایران را انتخاب کرد و قلبش برای ایران تپید؛ همان کشوری که هدف جنگی انتخابی از سوی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت که در آن هزاران غیرنظامی از جمله بیش از ۱۰۰کودک مدرسه دخترانه میناب، کشته شدند». اما از نظر او این احساس همبستگی به مسائلی فراتر از جنگ هم مرتبط می‌شد؛ «فقط کافی است به نحوه برخورد [میزبان] با بازیکنان و کادر فنی نگاه کنید». باساک می‌نویسد: «به تیم ایران گفته شد تنها یک روز پیش از هر مسابقه به ایالات متحده سفر کند و بلافاصله پس از آن راهی مکزیک شود. همچنین درخواست ویزای چندین مربی، عضو کادر پشتیبانی و مسئول تیم رد شد و ایالات متحده سهمیه بلیت هواداران ایرانی را به طور کامل لغو کرد؛ اقدامی که مانع حضور بسیاری از طرفداران ایرانی در مسابقات شد. ایران اعلام کرده شکایت رسمی خود را به فیفا ارائه خواهد کرد؛ هر چند از سازمانی که برای رئیس جمهور کشور میزبان اصلی جایزه صلح ابداع کرده است، انتظار چندانی نمی‌توان داشت. علاوه بر این، هواداران بیش از یک‌چهارم کشورهای حاضر در جام جهانی نیز با ممنوعیت سفر، محدودیت‌های مختلف و رد درخواست ویزا مواجه شده‌اند». او ادامه می‌دهد: «عمر عبدالقادر آرتان، داور سال آفریقا در سال ۲۰۲۵ و فردی که قرار بود نخستین داور سومالیایی جام جهانی باشد، به دلیل آنچه «نگرانی‌های مربوط به بررسی سوابق» عنوان شد، در فرودگاه از ورود منع و بازگردانده شد. در چنین شرایطی، احساسات نسبت به حضور ایران در این جام جهانی روشن بود؛ هیچ چیز شاعرانه‌تر از آن نبود که ایران بتواند آمریکا را شکست دهد. پیشینه و شرایط ایران، قانع‌کننده‌ترین دلیل برای حمایت از این تیم در سال‌های اخیر بود. اما اکنون این داستان، با کمترین اختلاف ممکن و به دلیل اتفاقاتی که بخشی از آن‌ها در زمین مسابقه و بخشی دیگر کاملاً خارج از کنترل ایران رقم خورد، به پایان رسیده است». این روزنامه‌نگار هندی با تأکید بر اینکه حالا تنها دلخوشی او این است که باخت آمریکا در برابر بوسنی و هرزگوین را جشن بگیرد، می‌نویسد: «آنچه بر سر ایران آمد قوی‌ترین دلیل برای حمایت از یک تیم را در سال‌های اخیر به‌وجود آورد. اکنون این رقابت با کمترین اختلاف ممکن به پایان رسیده است، آن هم به دلیل رویدادهایی که در بازی‌های فوتبالی ایران اتفاق افتاد و البته در کنار آن در بازی‌هایی که خارج از اراده ایران بود».