حضور همزمان هیئتهای ایرانی و آمریکایی در دوحه بدون برگزاری نشست مستقیم/ نبرد تمامعیار دیپلماتیک
صد و بیست و سومین روز تقابل، نمایانگر چالشهای ساختاری در فاز «اجرای تفاهمنامه» بود. در حالی که اخبار روزهای گذشته حول محور امضای یک سند موقت میان تهران و واشنگتن میچرخید.
صد و بیست و سومین روز تقابل، نمایانگر چالشهای ساختاری در فاز «اجرای تفاهمنامه» بود. در حالی که اخبار روزهای گذشته حول محور امضای یک سند موقت میان تهران و واشنگتن میچرخید، تحولات ۲۴ساعت اخیر در پایتخت قطر نشان داد فاصله میان «متن توافق» تا «اجرای تعهدات» نیازمند یک نبرد دیپلماتیک تمامعیار است. حضور همزمان اما جداگانه هیئتهای ایرانی و آمریکایی در دوحه، بدون برگزاری هیچ نشست مستقیمی، گویای آن است که ایران قصد دارد پیش از ورود به هر گونه تعامل فنی دوجانبه، هزینه اجرای گامبهگام تعهدات (بهویژه در حوزه مالی و امنیتی) را از واشنگتن دریافت کند.
عبور از دیپلماسی نمایشی
مهمترین سیگنال سیاسی روز گذشته، اظهارات صریح سخنگوی وزارت خارجه ایران بود. تأیید حضور جرد کوشنر و استیو ویتکاف (فرستادگان ویژه رئیسجمهور آمریکا) در دوحه، همزمان با تکذیب قاطع هر گونه برنامهریزی برای دیدار با آنها از سوی هیئت ایرانی، یک مانور دیپلماتیک معنادار است.
این رویکرد نشان میدهد دستگاه تصمیمساز ایران، ارادهای برای ارائه یک «پیروزی رسانهای» به دولت ترامپ ندارد. مأموریت اعلامشده تیم ایرانی در قطر، صرفاً مذاکره با کشور میزبان برای ایجاد سازوکار آزادسازی ۶میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران است. گره زدن پیشرفت فرایند دیپلماتیک به تحقق این بند اقتصادی، نشاندهنده اصرار ایران بر استراتژی «راستیآزمایی عملی» است. از منظر ایران، واشنگتن باید ثابت کند توانایی و اراده لغو موانع بانکی را دارد، پیش از آنکه بخواهد درباره جزئیات ناوبری دریایی چانهزنی کند.
هرمز؛ تقابل قرائتها بر سر حاکمیت و امنیت
بخش دوم مناقشه جاری در دوحه، به تفسیر طرفین از بندهای مرتبط با تنگه هرمز بازمیگردد. اظهارات مقامات دیپلماتیک ایران، خطوط قرمز جدیدی را در حوزه امنیت دریایی ترسیم کرد. مخالفت صریح ایران با ایده «ایجاد مسیرهای موازی ترانزیتی» و همچنین رد هر گونه مداخله خارجی برای «مینروبی» در این آبراه، پیامی حقوقی و ژئوپلیتیک به همراه دارد.
ایران تأکید میکند مدیریت امنیتی هرمز، بخشی از حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی است و بازگشت جریان تجارت بینالمللی، تنها از طریق پذیرش سازوکارهای هماهنگ شده با نیروی دریایی ایران امکانپذیر است. این قرائت، با خواسته اولیه واشنگتن مبنی بر «آزادی بیقید و شرط ناوبری» در تضاد است و نشان میدهد تثبیت هژمونی کنترل دریایی ایران، یکی از نتایج تثبیتشده این نبرد سهماهه بوده است.
پیوستگی منطقهای؛ پاشنه آشیل تفاهمنامه
متغیر سومی که اجرای تفاهمنامه را کُند کرده است، تداوم عملیات نظامی اسرائیل در جبهههای جانبی است. تأکید سخنگوی وزارت خارجه ایران بر ضرورت اجرای بند اول تفاهمنامه (مربوط به توقف درگیریها در لبنان)، واشنگتن را در موقعیت پاسخگویی قرار داده است.
ایران به روشنی بیان کرده است تعهد آمریکا به پایان جنگ، باید شامل مهار عملیات نظامی تلآویو نیز باشد. عدم توقف بمبارانها در لبنان و تداوم بحران انسانی در غزه (که به گزارش نهادهای درمانی، با حملات اخیر در شهر غزه همراه بوده است)، مانع شکلگیری فضای اعتماد لازم برای پیشبرد تفاهمنامه است. آمریکا اکنون باید میان «تأمین خواستههای نظامی متحد خود در تلآویو» و «جلوگیری از فروپاشی تفاهمنامه استراتژیک با ایران»، یک مسیر را انتخاب کند.
اقتصاد جهانی در سایه تأخیر
طولانی شدن روند اجراییسازی توافق، تبعات خود را بر اقتصاد کلان نشان میدهد. گزارش اخیر آژانس تجارت و توسعه سازمان ملل مؤید این واقعیت است که شوک وارد شده به زنجیرههای تأمین (بهویژه در حوزه انرژی و مواد غذایی) اثرات بلندمدتی خواهد داشت. حتی در صورت بازگشایی کامل هرمز، بازسازی مسیرهای تجاری زمانبر است. این گزاره، هشداری به سیاستگذاران غربی است که استفاده از ابزار «محاصره دریایی» در یک منطقه ژئواکونومیک حساس، هزینههایی تولید میکند که پرداخت آن از توان بلوک غرب خارج است.
روز صد و بیست و سوم نبرد ثابت کرد پایان یک درگیری همهجانبه، نیازمند چیزی بیش از امضای یک سند است. ایران با حفظ اهرمهای فشار خود در خلیج فارس و اصرار بر وصول حقوق اقتصادی خود در دوحه، نشان داد مسیر دیپلماسی را با احتیاط و بر مبنای واقعیتهای سخت میدان طی میکند.
ارسال نظر شما