روز ملی صادرات-۲/ایران۱۲برابر ترکیه گل‌محمدی دارد؛صادرات ترکیه ۳۷برابر

اخبار / اقتصادی

ایران با ۶۰ هزار هکتار سطح زیر کشت گل‌محمدی، ولی در بهره‌وری و صادرات از ترکیه و بلغارستان عقب است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی آژانس خبری مظفریه، در آستانه روز ملی صادرات، بررسی وضعیت گل‌محمدی به‌عنوان یکی از محصولات شاخص کشاورزی و ظرفیت‌های صادرات غیرنفتی کشور، تصویری متفاوت از جایگاه ایران در بازار جهانی این محصول ارائه می‌دهد.

ایران با حدود ۶۰ هزار هکتار سطح زیرکشت گل‌محمدی، فاصله قابل توجهی با دو تولیدکننده مهم دیگر یعنی ترکیه و بلغارستان دارد؛ سطح زیرکشت گل‌محمدی در هر یک از این دو کشور حدود ۵ هزار هکتار اعلام شده است.

به این ترتیب، سطح زیرکشت گل‌محمدی در ایران حدود ۱۲ برابر هر یک از این دو کشور است، اما وقتی شاخص‌های بهره‌وری، فرآوری و صادرات بررسی می‌شود، این برتری سطح زیرکشت به همان میزان در اقتصاد محصول نمود پیدا نکرده است.

 

صادرات ,

بر اساس جدول ارائه‌شده، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها به سطح زیرکشت ارگانیک بازمی‌گردد. در حالی که تنها حدود یک درصد از سطح زیرکشت گل‌محمدی ایران ارگانیک عنوان شده، این رقم در ترکیه و بلغارستان به حدود ۲۰ درصد می‌رسد.

این تفاوت در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بازار جهانی محصولات طبیعی و ارگانیک، به‌ویژه در اروپا، یکی از بازارهای هدف محصولات دارای اسانس و فرآورده‌های گیاهی به شمار می‌رود.

برداشت بیشتر با زمین کمتر

موضوع قابل توجه دیگر، میزان برداشت گل‌محمدی است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، ایران با وجود در اختیار داشتن ۶۰ هزار هکتار سطح زیرکشت، حدود ۶۰ هزار تن گل و غنچه گل‌محمدی برداشت می‌کند، در حالی که ترکیه و بلغارستان هر کدام با ۵ هزار هکتار سطح زیرکشت، حدود ۲۰ هزار تن برداشت دارند.

به بیان دیگر، ایران از سطحی حدود ۱۲ برابر هر یک از این دو کشور، تنها حدود سه برابر محصول برداشت می‌کند. در شاخص برداشت در هکتار نیز فاصله قابل توجه است؛ میزان برداشت گل‌محمدی در ایران حدود ۱.۵ تا ۲ تن در هکتار اعلام شده، در حالی که این رقم در ترکیه و بلغارستان حدود ۴ تن در هکتار است.

این ارقام نشان می‌دهد مسئله اصلی صنعت گل‌محمدی ایران صرفاً کمبود زمین یا ظرفیت تولید نیست، بلکه بهره‌وری پایین‌تر از ظرفیت موجود نیز به یک چالش جدی تبدیل شده است.

بهره‌وری اقتصادی؛ ایران ۲ هزار دلار، ترکیه و بلغارستان ۱۲ هزار دلار

شاید مهم‌ترین بخش این مقایسه، شاخص ارزش اقتصادی حاصل از هر هکتار باشد. طبق جدول ارائه‌شده، بهره‌وری گل‌محمدی در ایران حدود ۲ هزار دلار در هکتار است، در حالی که این رقم در ترکیه و بلغارستان به حدود ۱۲ هزار دلار در هکتار می‌رسد. یعنی بهره‌وری اقتصادی هر هکتار گل‌محمدی در این دو کشور حدود ۶ برابر ایران است.

این فاصله در شرایطی رخ داده که ایران از نظر سطح زیرکشت، ظرفیت بسیار بزرگ‌تری در اختیار دارد. بنابراین مسئله صنعت گل‌محمدی را نمی‌توان صرفاً با افزایش سطح زیرکشت حل کرد؛ بلکه بخش مهمی از مسئله به افزایش بهره‌وری، فرآوری، استانداردسازی، تولید محصولات با ارزش افزوده و توسعه بازار صادراتی مربوط می‌شود.

بر اساس محاسبه مطرح‌شده در این نشست، با تبدیل رقم ۱۲ هزار دلار به ارزش ریالی، درآمد بالقوه هر هکتار گل‌محمدی در ترکیه می‌تواند به چند میلیارد تومان برسد؛ موضوعی که اهمیت اقتصادی این محصول را برای کشاورزی ایران نشان می‌دهد.

فاصله معنادار ایران در صادرات اسانس گل‌محمدی

در بخش فرآورده‌های با ارزش افزوده، فاصله ایران با رقبای خود حتی بیشتر می‌شود. بر اساس داده‌های ارائه‌شده، ارزش صادرات گلاب، گل‌محمدی و غنچه در ایران حدود ۲۰ میلیون دلار اعلام شده، در حالی که این رقم برای ترکیه و بلغارستان هر کدام حدود ۴۰ میلیون دلار است.

اما فاصله در بخش اسانس بسیار چشمگیرتر است. ارزش صادرات اسانس گل‌محمدی برای ایران حدود ۸۰۰ هزار دلار اعلام شده، در حالی که این رقم در ترکیه و بلغارستان به حدود ۳۰ میلیون دلار برای هر کشور می‌رسد.

این ارقام نشان می‌دهد که در بازار جهانی، صرف داشتن ماده اولیه و تولید حجم بالای محصول کافی نیست؛ آنچه ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کند، فرآوری و عرضه محصول نهایی مطابق استاندارد و تقاضای بازارهای هدف است.

سهم ایران از بازار جهانی اسانس بسیار محدود است

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، میزان مصرف اسانس گل‌محمدی در جهان حدود ۶ تن اعلام شده است که سهم ترکیه حدود ۲.۵ تن، بلغارستان نیز حدود ۲.۵ تن و سهم ایران تنها حدود ۰.۳ تن عنوان شده است.

در چنین شرایطی، ایران با وجود ظرفیت بسیار بالای تولید گل‌محمدی، سهم محدودی از بازار جهانی اسانس دارد؛ بازاری که به دلیل ارزش افزوده بالاتر می‌تواند نقش مهمی در افزایش درآمد صادراتی این صنعت داشته باشد.

ایران گلاب تولید می‌کند، رقبا بازار اسانس را در اختیار گرفته‌اند

یکی از نکات مهم مطرح‌شده درباره صنعت گل‌محمدی، تفاوت مسیر ایران با رقبای صادراتی است. بر اساس آمار ارائه‌شده، تولید گلاب در ایران حدود ۵۰ هزار تن است، در حالی که تولید گلاب در ترکیه و بلغارستان هر کدام حدود ۱۰ هزار تن اعلام شده است.

در عین حال، عنوان شد که حدود ۹۰ درصد گلاب تولیدی ایران در داخل کشور مصرف می‌شود و بنابراین سهم این محصول در صادرات چندان بالا نیست.

این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از یک مسئله ساختاری باشد؛ ایران بخش قابل توجهی از گل‌محمدی تولیدی خود را به محصولاتی تبدیل می‌کند که عمدتاً بازار داخلی دارند، در حالی که بخشی از رقبای منطقه‌ای با تمرکز بیشتر بر اسانس و محصولات تخصصی با ارزش افزوده بالا توانسته‌اند جایگاه خود را در بازارهای بین‌المللی توسعه دهند.

چرا با وجود ۶۰ هزار هکتار، ایران با کمبود گل مواجه می‌شود؟

این فعال صنعت گل و گیاه در ادامه با اشاره به چالش‌های تولید گل‌محمدی در ایران، نسبت به کاهش بهره‌وری این بخش هشدار داد. به گفته وی، حتی در سال گذشته ایران در مقاطعی با کمبود گل‌محمدی مواجه شده که سرمازدگی و بحران‌های فصلی از عوامل مؤثر بر آن بوده است.

کاهش تولید در چنین شرایطی مستقیماً بر قیمت ماده اولیه اثر می‌گذارد و هزینه تأمین گل را برای واحدهای فرآوری افزایش می‌دهد. در ادامه، افزایش قیمت تمام‌شده می‌تواند توان رقابت صادرکنندگان ایرانی در بازار جهانی را کاهش دهد.

بنابراین، داشتن ۶۰ هزار هکتار سطح زیرکشت، به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت تأمین ماده اولیه یا قدرت رقابت صادراتی نیست و عواملی مانند بهره‌وری، مدیریت مزرعه، مقابله با سرمازدگی، اصلاح الگوی کشت و توسعه کشاورزی قراردادی و حرفه‌ای نیز اهمیت دارند.

کشاورزی ارگانیک؛ حلقه مفقوده صادرات گل‌محمدی ایران

یکی از مسیرهایی که فعالان این صنعت برای افزایش حضور ایران در بازارهای جهانی مطرح می‌کنند، توسعه کشت و تولید ارگانیک است. بر اساس داده‌های ارائه‌شده، سهم ارگانیک از سطح زیرکشت گل‌محمدی در ایران حدود یک درصد است، در حالی که در ترکیه و بلغارستان حدود ۲۰ درصد اعلام شده است.

تولید ارگانیک می‌تواند به‌ویژه در بازارهایی که استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای برای محصولات طبیعی، اسانس‌ها و فرآورده‌های گیاهی دارند، یک مزیت رقابتی ایجاد کند.

در این چارچوب، گل‌محمدی می‌تواند از یک محصول کشاورزی صرف به یک برند صادراتی مبتنی بر تولید ارگانیک تبدیل شود؛ مشروط به اینکه زنجیره تولید، فرآوری، استانداردسازی و صدور گواهی‌های مورد نیاز بازارهای هدف نیز همزمان توسعه پیدا کند.

هزینه بالای گواهی‌های ارگانیک؛ مانع کشاورزان کوچک

با این حال، توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران با موانعی نیز روبه‌رو است. به گفته این فعال صنعت، ساختار خرد و کوچک کشاورزی ایران، نبود مدیریت یکپارچه، کمبود دانش تخصصی در میان برخی کشاورزان، تولیدکنندگان و صادرکنندگان و همچنین هزینه بالای دریافت گواهی‌های بین‌المللی، از جمله موانع توسعه این بخش است.

وی با اشاره به تجربه شرکت خود اعلام کرد که هزینه دریافت گواهی‌های مربوط به تولید ارگانیک سالانه حدود ۳ تا ۴ هزار یورو است؛ هزینه‌ای که برای یک واحد یا کشاورز کوچک می‌تواند سنگین باشد.

از سوی دیگر، تولید ارگانیک معمولاً با کاهش بازده محصول و افزایش هزینه‌های برداشت و تولید همراه است و در نتیجه، اگر بازار صادراتی مناسب برای محصول ایجاد نشود، تولیدکننده انگیزه اقتصادی کافی برای حرکت به سمت تولید ارگانیک نخواهد داشت.

استانداردهای صادراتی؛ چالش دیگری که باید حل شود

یکی دیگر از مشکلات مطرح‌شده، فرآیند آزمایش و تأیید محصولات ارگانیک برای ورود به بازارهای خارجی است. به گفته این فعال صنعت، ایران با کمبود آزمایشگاه‌های تخصصی برای آنالیز سموم و آلاینده‌ها مواجه است و برخی آزمایشگاه‌های موجود نیز مورد تأیید کشورهای اروپایی و آمریکایی نیستند.

در نتیجه، صادرکننده ممکن است ناچار شود محصول را به خارج از کشور ارسال کند تا آزمایش‌ها و تأییدیه‌های لازم در مقصد انجام شود؛ فرآیندی که هزینه، زمان و ریسک صادرات را افزایش می‌دهد. حل این مسئله نیازمند توسعه آزمایشگاه‌های مرجع و مورد تأیید بازارهای هدف و همچنین هماهنگی میان دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی است.

صنعت گل‌محمدی نیازمند سیاست‌گذاری صادرات‌محور است

این فعال صنعت همچنین بر ضرورت تقویت انجمن‌ها و اتحادیه‌های تخصصی تأکید کرد و گفت تشکل‌های تخصصی می‌توانند نقش واسط میان تولیدکنندگان و دستگاه‌های سیاست‌گذار را ایفا کنند. از نگاه فعالان این صنعت، سازمان ملی استاندارد و سازمان غذا و دارو باید در تدوین استانداردهای مربوط به محصولات گیاهی و فرآورده‌های گل‌محمدی، از ظرفیت کارشناسی تولیدکنندگان و صادرکنندگان استفاده کنند.

یکی از مسائل مطرح‌شده این است که استانداردهای داخلی باید تا حد امکان با استانداردهای بازارهای صادراتی هماهنگ شوند تا تولیدکننده ایرانی از ابتدای فرآیند تولید بداند محصول نهایی باید چه ویژگی‌هایی برای ورود به بازار هدف داشته باشد.

هشدار درباره یک فرصت ۶۰ هزار هکتاری

مقایسه ایران با ترکیه و بلغارستان یک تناقض جدی را نشان می‌دهد: ایران بزرگ‌ترین سطح زیرکشت را دارد، اما سهم بسیار پایین‌تری از ارزش افزوده و بازار جهانی اسانس گل‌محمدی به خود اختصاص داده است. ایران با ۶۰ هزار هکتار سطح زیرکشت، حدود ۶۰ هزار تن گل و غنچه تولید می‌کند؛ اما در شاخص برداشت در هکتار، بهره‌وری اقتصادی و صادرات اسانس، فاصله قابل توجهی با رقبای خود دارد.

این فاصله نشان می‌دهد که مسئله صنعت گل‌محمدی ایران، نبود ظرفیت نیست؛ بلکه تبدیل ظرفیت موجود به ارزش اقتصادی و صادراتی است.

در شرایطی که کشور به دنبال توسعه صادرات غیرنفتی و افزایش درآمد ارزی است، محصولی مانند گل‌محمدی می‌تواند نمونه‌ای از ظرفیت‌هایی باشد که بدون نیاز به ایجاد سطح زیرکشت جدید، از طریق افزایش بهره‌وری، توسعه کشت ارگانیک، فرآوری تخصصی، تولید اسانس، استانداردسازی و اتصال مستقیم به بازارهای جهانی ارزش افزوده بسیار بیشتری ایجاد کند.

روز ملی صادرات می‌تواند فرصتی برای بازخوانی این سؤال باشد که چرا ایران با ۶۰ هزار هکتار سطح زیرکشت گل‌محمدی، هنوز نتوانسته سهم متناسبی از بازار جهانی محصولات با ارزش افزوده این گیاه را به دست آورد؛ پرسشی که پاسخ به آن، بیش از افزایش سطح زیرکشت، در اصلاح زنجیره ارزش از مزرعه تا بازار جهانی نهفته است.

انتهای پیام/