امضای توافق‌نامه میان ایران و آمریکا/ راهکارهایی برای گذار از کارشکنی‌ها

سیاسی

تفاهم‌نامه ۱۴ماده‌ای ایران و آمریکا سرانجام اجرایی شد. جنگی که ماه‌ها خاورمیانه را در التهاب نگه داشت، با یک سند دیجیتال پایان یافت.

تفاهم‌نامه ۱۴ماده‌ای ایران و آمریکا سرانجام اجرایی شد. جنگی که ماه‌ها خاورمیانه را در التهاب نگه داشت، با یک سند دیجیتال پایان یافت. اما پایان درگیری نظامی، پایان ماجرا نیست؛ این تفاهم‌نامه، گشایش یک بازی پیچیده با بازه ۶۰روزه بوده که در آن مرز میان «نقد» و «نسیه» سرنوشت‌ساز شده است. پیام رهبر معظم انقلاب اما ابعاد تازه‌ای به این معادله افزوده که بررسی آن ضروری است.

امتیازهای فوری؛ نابرابری در ساختار

ایران دو امتیاز عملیاتی فوری داده است: بازگشایی کامل تنگه هرمز ظرف ۳۰روز و خنثی‌سازی مین‌ها و تثبیت وضع موجود در برنامه هسته‌ای تا توافق نهایی. این تعهدات، مهم‌ترین اهرم‌های فشار ایران را یکباره از کف می‌دهند.

در مقابل، آمریکا نیز امتیازهای فوری داده: لغو محاصره دریایی، معافیت‌های نفتی و آغاز آزادسازی دارایی‌ها. اما به نظر می‌رسد این امتیازها «نقد مشروط» هستند؛ هر گام آمریکا به رفتار عملی ایران گره خورده است. تعهدات ایران یکباره و کامل است، اما تعهدات آمریکا پله‌پله و عملکردی.

وعده‌های ۶۰ روزه

بخش اصلی ماجرا در بندهای ارجاع ‌شده به مذاکرات نهایی است. وعده‌های لغو کامل تحریم‌ها و طرح ۳۰۰میلیارد دلاری بازسازی، به توافق نهایی موکول شده‌اند. اینجاست که پرسش راهبردی مطرح می‌شود: اگر مذاکرات ۶۰روزه به توافق نهایی نرسد، چه؟

سناریو تلخ‌تر؛ نقشه رژیم غاصب صهیونیستی ماده اول تفاهم‌نامه بر پایان جنگ در لبنان تأکید دارد، اما هیچ تعهدی برای عقب‌نشینی رژیم غاصب قید نشده است.

نقشه حاشیه‌ساز: آمریکا از ایران می‌خواهد تنگه را باز و غنی‌سازی را متوقف کند و در مقابل این رژیم سفاک را در اشغال جنوب لبنان آزاد بگذارد. این، می‌تواند با وحشی‌گری رژیم صهیونیستی، حاشیه‌ساز شود.

پیام رهبری؛ چراغ راه ۶۰ روزه

پیام ۲۸ام خرداد۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب، سه نکته کلیدی را روشن کرد:

اول: نظر متفاوت اما اجازه مشروط؛ رهبری به‌صراحت فرمودند: «بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس‌جمهور محترم… به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ آن را صادر نمودم». این جمله، مهم‌ترین پیام را دارد: تفاهم‌نامه بر اساس تعهد شخصی رئیس‌جمهور امضا شده است. یعنی اگر توافق به نتیجه نرسد یا آمریکا زیاده‌خواهی کند، مسئولیت آن بر عهده رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده است، نه نظام.

دوم: شرط صریح درباره زیاده‌خواهی؛ رهبری تأکید کردند که رئیس‌جمهور «تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت». این یعنی خط قرمز مذاکرات نهایی، هر گونه فراتر از چارچوب تعیین ‌شده است. تیم مذاکره‌کننده نمی‌تواند برای رسیدن به توافق، از این خط عبور کند.

سوم: نظارت مردمی و انتظار تحقق شروط؛ رهبری فرمودند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفته‌شده خواهیم بود». این جمله، تفاهم‌نامه را به یک تکلیف عمومی تبدیل کرده است. ملت، ناظر و منتظر اجرای کامل تعهدات آمریکا و عقب‌نشینی اسرائیل از لبنان خواهد بود. اگر این شروط محقق نشود، رهبری در جایگاه داوری نهایی قرار خواهند گرفت.

راهکارهایی برای گذار از کارشکنی‌ها

با توجه به تأکید رهبری بر «زیاده‌خواهی نکردن آمریکا» و «تحقق شروط»، راهکارهای زیر می‌تواند کمک‌کار باشد :

۱. تبدیل تعهد کلی به عملیاتی درباره لبنان: جدول زمانی دقیق برای عقب‌نشینی اسرائیل در توافق نهایی، کمیته نظارت سه‌جانبه و اتصال گشایش اقتصادی به پیشرفت عقب‌نشینی. این، مصداق عینی «تحقق شروط» است که رهبری بر آن تأکید دارند.

۲. اهرم‌سازی بدون بستن تنگه: کندسازی مشروط تردد به‌عنوان «اخلال فنی موقت» و اتصال حجم تردد به میزان عقب‌نشینی اسرائیل. این راهکار، بدون نقض تفاهم‌نامه، فشار را بر آمریکا حفظ می‌کند.

۳. سازوکار حل اختلاف فوری: داوری اجباری ۴۸ ساعته با ناظر بی‌طرف و حق توقف مرحله‌ای در صورت تخلف. این مکانیسم، از زیاده‌خواهی آمریکا جلوگیری می‌کند.

۴. شرط اسرائیل در قطعنامه شورای امنیت: قید عقب‌نشینی کامل اسرائیل به‌عنوان شرط اجرای قطعنامه و ممنوعیت تفسیر یک‌جانبه. این، تبدیل «تعهد کلی» به «الزام حقوقی» است.

۵. استفاده از افکار عمومی جهانی: انتشار گزارش‌های ماهانه از اشغال لبنان و ارائه قطعنامه در مجامع بین‌المللی برای افزایش فشار بر آمریکا.

۶. طرح جایگزین برای عدم توافق: تعریف توافق حداقلی (آزادسازی دارایی‌ها در برابر توقف غنی‌سازی) و فعال‌سازی دیپلماسی موازی با اروپا، روسیه و چین.

جمع‌بندی نهایی

تفاهم‌نامه امضا شده، ایران را در موقعیتی قرار داده که چاره‌ای جز رسیدن به توافق نهایی ندارد، اما با چشمان باز و خطوط قرمز مشخص. پیام رهبری، دو پیام روشن داشت: نخست، مسئولیت با رئیس‌جمهور است و نظام پشت سر او ایستاده اما نه به‌عنوان تأییدکننده بی‌قید و شرط. دوم، ملت ناظر و منتظر تحقق شروط است. ۶۰ روز آینده، مسیر کل محور مقاومت را تعیین می‌کند. اگر تیم مذاکره‌کننده با پشتوانه پیام رهبری، تضمین‌های محکم از آمریکا بگیرد و عقب‌نشینی اسرائیل را به‌عنوان شرط اصلی توافق نهایی تثبیت کند، این تفاهم‌نامه می‌تواند نقطه ‌عطفی در تاریخ ایران باشد.

خبرنگار: سیدمجتبی جلالی میرزاجعفر