با او خندیدیم، با او گریستیم
حالا به چشم خود وداع با جان خود را میبینیم و آن بیت معروف در غزل شاهکار سعدی را در برابر دیدگان خود به نظاره مینشینیم:
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
حالا به چشم خود وداع با جان خود را میبینیم و آن بیت معروف در غزل شاهکار سعدی را در برابر دیدگان خود به نظاره مینشینیم:
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
قرار است این هفته با دست خود، قلب خود را به خاک بسپاریم و با مردی که از عمق جان دوستش داشتیم، وداع کنیم اما در همین روزهای تلخ وداع و ایامی که احساسات ملت ایران در بالاترین سطح ظهور و بروز خواهد داشت، بد نیست که از احساس به عقل پل بزنیم و راز این احساس سرشار و علاقه قلبی پرشور نسبت به رهبر شهید انقلاب را مرور کنیم.
برای هر ایرانی که این سالها و به تعبیر دقیقتر در دوران زعامت رهبر شهید انقلاب، در این آب و خاک زندگی کرده است، تلخیها و شیرینیها، سختیها و گشایشها، اشکها و لبخندها، شکستها و پیروزیها و خوبیها و بدیها کم و بیش به یک اندازه ظهور و بروز داشته است. ما ایرانیها در این سالها با هم خندیدیم و با هم گریستیم. هر جا موفقیت و پیروزی حاصل شد در کنار هم جشن گرفتیم و هر جا مصیبتی بر سرمان فرود آمد، اختلافها را کنار گذاشتیم و گریستیم. در این میان همه به چشم دیدیم که رهبرمان نیز در کنار ما بود. برای موفقیتهای ورزشی و علمی پیام میداد، با مصیبتدیدگان زلزلهها و سیلها نیز احساس همدردی میکرد، به موفقیتهای فناوری و پیشرفتهای ملی افتخار میکرد و در قبال کاستیها و مشکلات اقتصادی، ابراز ناراحتی میکرد و صدای مردمی میشد که بار گرانی و مشکلات اقتصادی را به دوش میکشند. نوروز و سال نو را با دیدن لبخند و تبریکش آغاز میکردیم و در روضههای جد غریبش حضرت سیدالشهدا(ع) در کنار او میگریستیم.
امپراتوری رسانهای مجهز به دلارهای عربی و تکنیکهای صهیونیستی و پشتیبانی آمریکایی سالها کوشید با جنگ روانی، تصویری دروغین از رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان ارائه دهد، اما آن که به وقت جنگ برخلاف شاهان سلسلههای شاهنشاهی پیشین از کشور نگریخت و در کنار ملت ماند و پس از شهادت سرداران نظامیاش در جنگ ۱۲روزه، محکم و باصلابت از انتقام و منکوب کردن متجاوزان سخن گفت، آن بزرگمردی بود که در شهادت به مقتدای شهیدش اباعبدالله الحسین(ع) تأسی کرد و با نه گفتن به بیعت با یزید زمان، شهادت با لب تشنه و روزهدار را به ننگ تسلیم در برابر جرثومههای کثیف آمریکایی و صهیونیستی ترجیح داد. اینک ماییم و افتخار به رهبری که آمریکای پرهیمنه و ابرقدرت را از اوج غروری که مدعی نابود کردن تمدن ایران بود به حضیض ذلت و درخواست ملتمسانه برای آتشبس رساند. عزت ایران مدیون خون چنین بزرگمردی است.
ارسال نظر شما