بنزین و یک تجربه رسانه‌ای ارزشمند

سیاسی

حدود یک ماه است افکار عمومی با موضوع بنزین دست به گریبان است. رسیدن به آستانه ناترازی و محدودیت در واردات بنزین به دلایل ارزی و محاصره، شرایطی را فراهم کرده که باید درباره بنزین تصمیماتی گرفته شود.

حدود یک ماه است افکار عمومی با موضوع بنزین دست به گریبان است. رسیدن به آستانه ناترازی و محدودیت در واردات بنزین به دلایل ارزی و محاصره، شرایطی را فراهم کرده که باید درباره بنزین تصمیماتی گرفته شود. هفته‌های گذشته ابتدا اخباری مبنی بر توزیع بنزین با نرخ چهارم ۸۷هزار تومانی در استان کرمان مطرح شد و سپس آقای سقاب، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت در گفت‌وگویی از سه سناریو در زمینه بنزین نام برد که شامل توزیع سهمیه بنزین براساس کد ملی به همه خانوارها نه فقط خودرودارها و امکان فروش سهمیه مازاد با نرخ کشف شده در عرضه و تقاضا، عرضه بنزین با نرخ چهارم ۸۷ هزار تومان (طرح کرمان) و عرضه بنزین به میزان تولید داخل (۱۲۰ میلیون لیتر در روز) و تعطیلی جایگاه‌ها پس از تمام شدن بنزین قابل عرضه می‌شد. در ادامه اخبار حاکی از پررنگ شدن گزینه عرضه سهمیه بنزین به خانوارها به جای خودروها بود اما در این میان اتفاق‌هایی افتاد که فعلاً این سناریوها متوقف شد و به گفته رئیس جمهور قرار است قیمت سوم بنزین که ۵ هزار تومان است به ۱۰هزار تومان افزایش یابد.

اینکه سناریو مطلوب در شرایط حساس فعلی اقتصادی و سیاسی کشور کدام است، محل بحث این نوشتار نیست، بلکه بحث بر سر فرایندی است که منجر به عقب‌نشینی از تصمیم قبلی شد. در حقیقت پیش‌بینی می‌شد با عرضه سهمیه بنزین به نرخ کشف شده در عرضه و تقاضا، شاهد جهش شدید قیمت باشیم. اگرچه با سهمیه‌های موجود و بهره‌مندی خانوارها به‌ویژه خانوارهای فاقد خودرو از عواید فروش سهمیه مازاد، بخش قابل توجهی از جامعه درآمد جدیدی کسب می‌کرد، اما بخشی از جامعه که برای رفت ‌و آمد در مسیرهای طولانی و فاقد حمل ‌و نقل عمومی مناسب به‌ویژه در شهرهای اقماری به شهرهای اصلی و افرادی که کسب‌ و کار آن‌ها به نحوی با حمل و نقل مبتنی بر بنزین ارزان گره خورده و در زمره تاکسی‌های اینترنتی نیز نیستند که مشمول سهمیه‌های بیشتر شوند، دچار فشار هزینه‌ای شدیدی می‌شدند که ممکن بود آن‌ها را به سمت اعتراض و آشوب بکشاند.

آنچه موجب عقب‌نشینی از تصمیم قبلی شد، فضای نسبتاً باز رسانه‌ای به‌ویژه در فضای مجازی بود. در شرایطی که صدا و سیما از پرداختن اثرگذار به موضوعات و چالش‌های روز و به میدان آوردن توان کارشناسی برای بحث و نقد و نظر درباره موضوعات مهم ناتوان است، گفت‌وگوهای شکل گرفته در فضای مجازی و برنامه‌های گفت‌وگومحور، نقش مهمی در نقادی و آشکار کردن پیامدهای خطرناک طرح‌های بنزینی و همچنین مطرح کردن ایده‌های جدید در این زمینه داشت.

در حقیقت در دنیای رسانه که این روزها نقش رسانه‌های رسمی و مرجعیت آن‌ها به کمترین میزان رسیده است، رسانه‌هایی که فضای بازی برای به چالش کشاندن روایت‌های یک‌سویه و تریبون‌های یک‌جانبه ایجاد می‌کنند، مؤثر هستند و حتی می‌توانند در موضوعی مثل طرح بنزین موجب تغییر در تصمیم‌گیری دولت شوند. فارغ از نقدهای وارد و ناوارد و سیاسی و غیرسیاسی این روزها به صدا و سیما، باید به این درک رسید که دوران نگاه‌های یک‌سویه و تریبون‌های یک‌جانبه گذشته است و افکار و ایده‌های مختلف به‌ویژه در موضوعاتی که به سرنوشت کشور و عموم مردم گره خورده است، می‌توانند حرف خود را بزنند و این حرف‌ها برای مخاطب خسته از رسانه‌های رسمی و موضع بالا به پایین آن‌ها، جذاب‌تر و شنیدنی‌تر است.