جنگ اقتصادی برای‌فتنه اجتماعی

سیاسی

پس از ناکامی دشمن در تحمیل اراده به جمهوری ‌اسلامی پس از دو نبرد سنگین نظامی، حالا قلدر ‌جهان به زدن رأی ایران با استفاده از کارت گذشته خود، تحریم و جنگ اقتصادی دل بسته.

پس از ناکامی دشمن در تحمیل اراده به جمهوری ‌اسلامی پس از دو نبرد سنگین نظامی، حالا قلدر ‌جهان به زدن رأی ایران با استفاده از کارت گذشته خود، تحریم و جنگ اقتصادی دل بسته؛ سکانسی تکراری که امروز یک هدف مهم پشت بازپخش آن نهفته؛ کاشت تخم آشوب و بازآرایی فتنه در شرایط حساس جاری کشور.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا قرار است امروز ساعت ۲ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا، کنفرانس خبری برگزار کند. او وعده داده از «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» علیه ایران رونمایی کرده و همزمان از چین خواسته با واشنگتن همکاری کند. بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنشی به‌صراحت اقدام خصمانه واشنگتن را «اعمال حاکمیت فرامرزی بر هر یک از اعضای مستقل سازمان ملل متحد» خوانده و تأکید کرده «چنین تحریم‌های ثانویه‌ای هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند».

پکیج جنگی لورفته

روی آوردن کاخ‌سفیدنشینان به راهبرد گذشته با خیال خام تسلیم ایران، در فضایی است که گرچه جنگ در تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت بر معیشت مردم اثر گذاشته، اما جمهوری ‌اسلامی با تجربه دست‌کم دو دهه‌ای، راه‌های مقابله با تحریم‌های اقتصادی را به خوبی آموخته است. سیدعباس عراقچی هم با اشاره به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ؛ این را یک فیلم تکراری از سوی مقامات آمریکا و محکوم به شکست خواند. وزیر امور خارجه در توییتی چنین نوشت: «۱۴سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد – ۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد – ۵ماه پیش: «تسلیم بی‌قید و شرط.» شکست خورد – امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است. فیلم را قبلاً دیده‌ایم. همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت».

همزمان بی‌بی‌سی در گزارشی با هشدار به کاخ‌سفیدنشینان نوشت: «هیچ یک از تحریم‌ها به شکست نظام جمهوری اسلامی منجر نشده است؛ پکیج جدید جنگ، محاصره و تحریم نیز حاکمیت ایران را به تسلیم وا نخواهد داشت. تهران نه‌تنها در حوزه نظامی تضعیف نشده، بلکه توانمندتر شده است».

۳ هدف کارزار اقتصادی ترامپ

با این اوصاف بسیاری از تحلیلگران، جنگ اقتصادی ترامپ را که پس از ماجراجویی نظامی ناکام وی علیه جمهوری ‌اسلامی قرار است وارد مرحله اجرایی شود، محکوم به شکست می‌دانند. معمولاً واشنگتن تحریم را زمینه‌ای برای فشار بر دشمن و در ادامه عملیات نظامی قرار می‌دهد. درباره ایران ظاهراً فرایند برعکس شده یعنی پس از نبردی سخت، حالا کاخ‌ سفید اهرم اقتصادی را فعال کرده و این مشکوک بوده و پرسشی به ذهن متبادر می‌کند؛ هدف چنین سناریو و کارزاری چیست؟

در حالت ابتدایی، نیت احتمالاً وادار کردن جمهوری ‌اسلامی به نشستن پشت میز مذاکره است. ۲۵مرداد مهلت دوماهه توافق آتش‌بس اسلام‌آباد به پایان رسیده و اکنون ایران و آمریکا در حالت نه جنگ نه صلح به سر می‌برند. این وضعیت به سود هیچ طرفی نیست. تهران پایان کامل جنگ و نه آتش‌بس موقت را هدف‌گذاری کرده و واشنگتن نیز در شرایط جاری حتی به باز شدن تنگه هرمز برای گذر کردن نفت از آبراهه قانع است؛ پنجره فراری که جمهوری ‌اسلامی برای ترامپ بسته. در چنین شرایطی که نبرد نظامی ترامپ شکسته و دیپلماسی به در بسته خورده، تحریم‌های اقتصادی شاید آن حربه‌ای باشد که واشنگتن برای کشاندن تهران به میز مذاکره روی آن حساب کرده است. چنین رویکردی وقتی جدی‌تر به نظر می‌رسد که توجه داشته باشیم طبق اخبار منتشر شده، فرمانده ارتش پاکستان قرار است امروز به تهران سفر کند. آن گونه که العربیه می‌نویسد، این سفر تلاشی برای شکستن بن‌بست و از سرگیری مذاکرات بوده و عاصم منیر پیام‌های آمریکا را در جریان سفرش به ایران خواهد برد. نیت دیگر دشمن، تکمیل محاصره از طریق اعمال فشار بر متحدان کشورمان است. طبق گزارش رویترز، ایالات‌ متحده در دور جدید اقدام‌های اقتصادی، شریکان تجاری جمهوری‌ اسلامی را هدف قرار خواهد داد.

یک سناریو خطرناک

در مهم‌ترین حالت، دشمنی که در کارزار نظامی شکست خورده و تکرار چنین سناریویی با سرانجامی نامشخص برایش بصرفه نیست، جنگ اقتصادی را احتمالاً گزینه‌ای کم‌هزینه در رسیدن به یک هدف مهم می‌داند؛ زمینه‌چینی برای فتنه و آشوب داخلی و به شکست کشاندن جمهوری ‌اسلامی. چنین برنامه‌ای به‌ویژه در ایام حساس پیش رو، یعنی شهریور که بستر فتنه زن، زندگی، آزادی بود و دی ماه سال گذشته که شاهد کودتای بسیار خطرناکی بودیم، به واقعیت نزدیک‌تر است. درباره این خطر می‌توان به اظهارات منوچهر متکی، وزیر پیشین خارجه و نماینده کنونی مجلس اشاره کرد که معتقد است ۹۰روز آینده بسیار مهم است. با توجه به نکته گفته شده، یکی از اهداف مهم دشمن از جنگ اقتصادی در شرایط فعلی را باید زمینه‌چینی برای عَلم کردن فتنه‌ای دیگر به حساب آورد. آمریکا و رژیم ‌صهیونیستی با نگاهی به تجربه‌های گذشته یقین دارند تحریم‌ها بی‌اثر خواهد بود، با این حال بار روانی اقدام مذکور می‌تواند نارضایتی در جامعه ایران را بازتولید کرده و فرصتی برای بازیگری و مداخله آن‌ها فراهم کند و این پشت پرده بازی جدید است. نتیجه رویکرد دشمن از هم‌اکنون با رسیدن دلار به ۲۰۰هزار تومان در حال خودنمایی است و مردم و مسئولان وظیفه بسیار مهمی در مقابله با سیاست خصمانه دارند؛ گرای ضعف به دشمن ندهند و با اقدام‌های جوزده و خریدهای هیجانی که به بحران می‌افزاید در زمین آن‌ها بازی نکرده و مکمل سناریو خصمانه علیه ایران نباشند.