عمق شرقی ایران

سیاسی

در روزهایی که آمریکا فشار دریایی و اقتصادی بر ایران را تشدید کرده، ایران با حضور در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، تلاش دارد شکست پروژه انزوای اقتصادی ترامپ را به تصویر بکشد.

در روزهایی که آمریکا فشار دریایی و اقتصادی بر ایران را تشدید کرده، ایران با حضور در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، تلاش دارد شکست پروژه انزوای اقتصادی ترامپ را به تصویر بکشد. نخستین پیام این تصویر این است که انزوای سیاسی در کار نیست و ایران تنها چند روز پس از شروع جنگ اقتصادی آمریکا، با قدرت‌های اقتصادی جهان دیدار و گفت‌وگو می‌کند.

بیانیه پایانی اجلاس، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد؛ ولادیمیر پوتین از ادامه روابط اقتصادی با تهران سخن گفت و مقام‌های ایرانی با چین، روسیه و دیگر اعضای سازمان دیدارهایی داشتند.این همان چیزی است که می‌توان آن را «عمق شرقی» ایران در جنگ دانست؛ نه یک اتحاد نظامی که جای همه روابط دیگر را بگیرد، بلکه شبکه‌ای که قرار است هزینه محاصره را بالا ببرد و مانع آن شود که واشنگتن فشار یک‌جانبه خود را به اجماع جهانی تبدیل کند.

جنگ تخریب وارد مرحله بازسازی شده

همزمان، مسئله دیگری آرام‌آرام در حال تغییر معنای جنگ است. مقام‌های نظامی ایران می‌گویند بخشی از تأسیسات آسیب‌دیده در نقاط امن‌تر بازسازی و بعضی خطوط تولید با فناوری جدیدتر دوباره فعال شده‌اند. دیگر بحث بر سر میزان تخریب‌ها نیست، بلکه نسبت میان سرعت تخریب و سرعت بازسازی مورد توجه قرار گرفته و ایران در این عرصه نیز در حال خودنمایی است. اگر هر دور حمله چند هفته یا چند ماه اثر داشته باشد و سپس بخشی از توان بازگردد، جنگ وارد الگویی می‌شود که در آن حفظ برتری بسیار پرهزینه‌تر از ایجاد آن است.

فرسایش فقط یک‌طرفه نیست

دقیقاً در همین نقطه، گزارش‌های داخل آمریکا هم جالب می‌شوند. واشنگتن‌پست گزارش کرده فرماندهان ارشد نیروی دریایی و فرماندهی‌های آمریکا در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین نسبت به ادامه استقرار گسترده نیرو برای جنگ ایران اعتراض کرده‌اند. تجهیزات و شناورها از دیگر مناطق به خاورمیانه منتقل شده و در ارزیابی داخلی ارتش، ادامه این وضعیت «بیش از حد و بیش از حد طولانی» توصیف شده است. همین هفته ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از حدود ۲۸۰ روز نخستین توقف ساحلی خود را تجربه کرد.

معنای این اخبار ناتوانی نظامی آمریکا نیست. مسئله این است که حفظ فشار دائمی بر ایران، برای واشنگتن هم هزینه فرصت دارد؛ هر ناو، سامانه پدافندی یا مهماتی که ماه‌ها در خاورمیانه باقی می‌ماند، در اقیانوس آرام یا اروپا در دسترس نیستند.

وقتی جنگ به نرخ بهره می‌رسد

دایره هزینه‌ها پس از ۶ماه بسیار فراتر از دو طرف جنگ رفته است. افزایش دوباره تنش، نفت برنت را به بیش از ۹۲دلار رسانده و نگرانی از تورم انرژی موج تازه‌ای از فروش اوراق قرضه را در بازارهای جهانی ایجاد کرده است.

بازده اوراق ۱۰‌ساله ژاپن برای نخستین بار از ۱۹۹۶ به ۳درصد رسیده؛ نرخ‌های بلندمدت بریتانیا به بالاترین سطح از ۲۰۰۸ رسیده و بازده اوراق آمریکا نیز تا حدود ۸/۴درصد بالا رفته است. رویترز می‌گوید افزایش قیمت انرژی یکی از عواملی است که اکنون انتظارات بازار برای افزایش دوباره نرخ بهره در آمریکا و اروپا را تقویت کرده است.این شاید مهم‌ترین تغییری باشد که یک جنگ طولانی ایجاد می‌کند. در آغاز، هزینه‌ها با تعداد موشک‌ها و خسارت تأسیسات سنجیده می‌شوند؛ چند ماه بعد، جنگ خودش را در قیمت سوخت، نرخ بهره و هزینه استقراض دولت‌هایی نشان می‌دهد که هزاران کیلومتر از میدان نبرد فاصله دارند.آمریکا توانسته فشار اقتصادی واقعی و کم‌سابقه‌ای بر ایران وارد کند؛ حتی رویترز گزارش داده صادرات نفت ایران در محاصره دریایی به پایین‌ترین سطوح رسیده است. اما ایران نیز تلاش می‌کند پاسخ خود را فقط در میدان نظامی تعریف نکند. حفظ روابط با چین و روسیه، استفاده از نهادهایی مانند شانگهای و بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده، اجزای یک راهبرد واحدند. یعنی جلوگیری از اینکه فشار نظامی و اقتصادی آمریکا به انزوای کامل و سپس نتیجه سیاسی مطلوب واشنگتن تبدیل شود. در یک جنگ فرسایشی، «پشت جبهه» گاهی به اندازه خود جبهه اهمیت پیدا می‌کند. برای ایران، بخشی از این پشت جبهه امروز در شرق شکل گرفته است.