غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینهساز کودتای ۲۸ مرداد شد
جامعه شناس سیاسی درباره کودتا ۲۸ مرداد گفت: نادیده گرفتن نقش دین و مذهب یکی از اشتباهات مصدق است.
پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعهشناس سیاسی در گفت وگو با آژانس خبری مظفریه ضمن بازخوانی کودتای ۲۸ مرداد و اشتباهات مصدق در آن دوره گفت: اشتباه دوم مصدق، نادیده گرفتن نقش دین و مذهب است. در تجربه تاریخی دویست سال اخیر ایران، دین یکی از مهمترین نیروهای محرک و قوامبخش حضور اجتماعی بوده است. تقریباً در همه مقاطعی که جامعه ایران توانسته سازمان یابد، به صحنه بیاید و اراده خود را به قدرت سیاسی تحمیل کند، نوعی پیوند عمیق با مذهب و نهادهای دینی وجود داشته است.
نمونه روشن آن، نهضت تحریم تنباکو در دوره پیش از مشروطه است. مرجع تقلیدی که در سامرا اقامت داشت، با صدور فتوای مشهور «الیوم استعمال توتون و تنباکو، بِأیّ نحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان(عج) است»، موجی گسترده از نافرمانی عمومی را در سراسر ایران به راه انداخت. این حرکت، در عمل به یک نافرمانی مدنی بزرگ تبدیل شد و ناصرالدینشاه را وادار کرد امتیاز تنباکو را لغو کند. در این واقعه، اراده شاه بهواسطه اراده مردم وتو شد؛ اما نیرویی که این اراده عمومی را شکل داد، سازمان بخشید و به میدان آورد، مرجعیت دینی و پشتوانه مذهبی جامعه بود.
در نهضت مشروطه نیز همین الگو را مشاهده میکنیم. بسیاری از رهبران اصلی این جنبش، عالمان دینی بودند: در تهران، آیتالله بهبهانی، آیتالله طباطبایی و در مراحل نخست، شیخ فضلالله نوری؛ و در نجف، آخوند خراسانی و میرزای نائینی. مهمتر آنکه پایگاه اصلی صدور فراخوانها و بسیج اجتماعی نیز شبکه روحانیت، مساجد، منابر و نهادهای مذهبی بود. بهعبارت دیگر، مذهب تنها یکی از مؤلفههای فکری مشروطه نبود، بلکه بخش مهمی از زیرساخت اجتماعی آن را تشکیل میداد.
در نهضت ملیشدن صنعت نفت نیز، در کنار جبهه ملی، نیروها و شخصیتهای مذهبی نقش مؤثری داشتند. آیتالله کاشانی، مجمع مسلمانان مجاهد و فداییان اسلام، هرکدام به شکلی در شکلگیری فضای سیاسی و اجتماعی آن دوره اثرگذار بودند. ترور عبدالحسین هژیر به دست فداییان اسلام، به ابطال و تجدید انتخابات تهران در مجلس شانزدهم انجامید؛ انتخاباتی که در مرحله نخست با مداخله و دستکاری همراه بود و نامزدهای جبهه ملی در آستانه حذف از آن قرار داشتند. ترور سپهبد رزمآرا، از مخالفان اصلی ملیشدن صنعت نفت، نیز یکی دیگر از رخدادهایی بود که بر روند تحولات آن مقطع اثر گذاشت. فارغ از داوری درباره روش این اقدامات، نمیتوان نقش نیروهای مذهبی را در فراهمکردن زمینههای سیاسی و اجتماعی نهضت ملی نفت نادیده گرفت.
در انقلاب اسلامی نیز این الگو به کاملترین صورت تکرار شد: مذهب، رهبری دینی و شبکه نهادهای مذهبی، جامعه را سازمان دادند و نیروی اجتماعی لازم برای تغییر ساختار سیاسی را پدید آوردند.
بنابراین، عنصر دین را میتوان یکی از مهمترین عوامل تولید قدرت اجتماعی و حتی نوعی نیروی بازدارنده در برابر کودتا، استبداد و مداخله خارجی دانست. در تجربه معاصر ایران، تقریباً هیچ عنصر جایگزینی نتوانسته است به اندازه دین، قدرت اجتماعیِ عمومی، فراگیر و مؤثر تولید کند. ازاینرو، هرگاه موقعیت دین، پایگاههای مذهبی یا انگارههای دینی در جامعه تضعیف شود، عرصه اجتماعی از یکی از اصلیترین نیروهای سازماندهنده خود محروم خواهد شد. نتیجه چنین وضعی، کاهش توان بسیج عمومی، افزایش آسیبپذیری جامعه و تضعیف ظرفیتهای کشور در مسیر توسعه، استقلال و تأمین امنیت خواهد بود.
انتهای پیام/
ارسال نظر شما