آژانس خبری مظفریه – نگاهی به فیلم «جانشین»؛ دشمن پشت دروازه
الف: در انتهای فیلم تحسین شده « نجات سرباز رایان» آنجا که تام هنکس فرمانده کاریزماتیک ، زخمی و خون آلود ، به آخر خط رسیده و دل سپرده به تقدیر ، در مکاشفه ای پر آب چشم مت دیمونِ جوان ونورسیده را مشفقانه مخاطب قرار میدهد وبا آخرین نفسهایش عاجزانه و دل شکسته می […]
الف: در انتهای فیلم تحسین شده « نجات سرباز رایان» آنجا که تام هنکس فرمانده کاریزماتیک ، زخمی و خون آلود ، به آخر خط رسیده و دل سپرده به تقدیر ، در مکاشفه ای پر آب چشم مت دیمونِ جوان ونورسیده را مشفقانه مخاطب قرار میدهد وبا آخرین نفسهایش عاجزانه و دل شکسته می گوید: « جیمز زندگی کن!» همه بار معنایی فیلم را مانند آخرین مصرع باشکوه یک چهار بیتی دلنشین و پرمفهوم را به زمین می گذارد و حرفش را به بی واسطه ترین شکل ممکن با مخاطب در میان میگذارد. این جادوی سینماست! هر چقدر فیلم اسپیلبرگ مهیب و ترسناک و مملو از خشم و آتش و کشتار است آما آنچه فیلم بر آن بنا شده و پیش می رود یکسره «دغدغه های انسانی» و « شور بی پایان زندگی» است. یعنی فاصله گرفتن از مرگ و در آویختن با زندگی. اگرچه ظاهر فیلم آغشته به خشونت و مرگ و تباهی است اما در پس این چهره وهمناک و ترسان و در انتهای تونل تاریکی که فیلم مارا به داخل آن برده ، این نور زندگی است که با همه کم سویی و لاغری، پرامید ودرخشان انتظارمان را می کشد.
ب: «جانشین» ساخته مهدی شامحمدی است از تازه ترین تولیدات سینمای ایران است که فرازی از زندگی فرمانده شهید حسین املاکی را در بحبوحه جنگ ایران و عراق به تصویر می کشد. فیلم از همان ابتدا نشان می دهد که قرار نیست چیزی کم بگذارد و با قدرت تمام از همان آغاز مخاطب را با قهرمان خود همراه می کند. فیلم، شخصیت محور است و براساس هویتمندی و کنشگری آنها داستانش را پیش می برد و بر همین اساس از همان ابتدا مناسبات جهان خودش را بنا می گذارد. جانشین، فیلم ژانر است که از کهن الگوها برای روایت داستانش استفاده می کند و موفق میشود به خوبی قهرمان فیلمش را در مقابل چشم مخاطب بنشاند. فیلم روایت منسجم و یکدستی دارد و مصالح داستانی و خرده داستانک ها، هم به خوبی و به قدر کفایت به خدمت گرفته شده اند و هم بسط و توسعه یافته اند. جدا از شخصیت خود قهرمان فیلم، نقطه تعلیق داستان شخصیت ناصر است که متهم به جاسوسی و همکاری با دشمن است و ناپدید شدن او و از دست رفتن حافظه قهرمان داستان به تعلیق وابهام فیلم کمک بسیاری کرده است. اما قسمت اصلی و در واقع مهم فیلم یک سوم پایانی آن است که اجرای شکوهمند، قدرتمند و تمام کمال از میدان جنگ برای پرده بزرگ سینماست. «جانشین» به خاطر وجود چنین ضیافت پر وپیمانی از صحنه جنگ و نیزاستفاده هوشمندانه از شخصیت پردازی در جهت روایت هدفمند قصه شایسته تقدیر است.
با این همه برخی از لحظات فیلم که قهرمان دچار فراموشی شده و در نزد خانواده اش در شمال روزگار می گذراند، ریتم فیلم کند می شود. ایکاش آنچه مامور امنیتی بعدها در فلاش بکی وقایع را برای ما توضیح می دهد به صورت تدوین موازی، تمام آن وقایع روایت می شد تا لحن فیلم دچار تغییر نمی شد.
جانشین اگرچه در لایه اول به جنگ و ملاحظات بی شمار و تلخ و گزنده آن میپردازد اما در لایه های عمیق تر و زیرین بر «حماسه زندگی» متمرکز می شود و برآن ارج مینهد. از این نظر می توان فیلم جانشین را با همتایان خارجی اش مقایسه کرد و آن را در ادامه آثاری دید که قهرمانانش از دل مردم برآمده اند و دغدغه های مشابه دارند…
ج: جانشین از آن دست فیلم هایی است که پیداست دست کارگردان برای رسیدن به آنچه در فیلم می بینیم باز بوده است و این هنر تهیه کننده فیلم است که برای تولید با کیفیت اثر همدلانه پای کار بوده است. فیلم، آگاهانه از کلیشه ها دوری کرده و روایت دست اول، ناگفته و منسجمی از یکی از قهرمانان جنگ را برای ما بازگو کند. جانشین از آن آثار پرمایه سالهای اخیر است که تولید پرزحمتی داشته و جایش در سینمای ما خالی بوده است.
مهدی غلامحیدری
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید