تشدید تنش مدیریت شده انصار الله و عربستان؛ چشم انداز و پیامدها
ارزیابی نتایج حملات متقابل انصار الله و عربستان از تلاش طرفین برای مدیریت تنش بین صنعت و ریاض حکایت دارد.
به گزارش گروه بینالملل آژانس خبری مظفریه تحولات نظامی روزهای اخیر در یمن، در ظاهر از افزایش مجدد تنش میان عربستان سعودی و انصارالله حکایت دارد، اما بررسی روند تحولات نشان میدهد که همزمان با ادامه درگیریها، دو طرف از عبور از سطح مشخصی از تقابل مستقیم خودداری کردهاند.
عربستان سعودی روز دوشنبه در جریان حمله به استان الجوف، حملات هوایی شدیدی علیه مواضع انصارالله انجام داد، اما این روند ادامه پیدا نکرد. کاهش عملیات هوایی سعودی پس از این حمله، در کنار نحوه پاسخ انصارالله، نشان میدهد که در شرایط فعلی نوعی موازنه میان اعمال فشار نظامی و کنترل دامنه تنش شکل گرفته است.
این رفتار البته به روز دوشنبه محدود نمیشود. بر اساس اطلاعات منابع میدانی، در روزهای پیش از آن نیز جنگندههای سعودی در جریان حملات هوایی، تلاش میکردند از هدف قرار دادن مستقیم مواضع اصلی انصارالله تا حد امکان خودداری کنند. به این ترتیب، ریاض ضمن حفظ فشار نظامی، از اقداماتی که میتوانست پاسخ مستقیم و گسترده انصارالله را به دنبال داشته باشد، فاصله میگرفت. همین مسئله میتواند بخشی از چرایی تاخیر انصارالله در پاسخ به نقض حریم هوایی یمن را توضیح دهد.

با این حال، ادامه این روند از سوی عربستان میتوانست به تدریج یک الگوی جدید درگیری ایجاد کند. پاسخ انصارالله در نهایت با حمله به تاسیسات نفتی عربستان در جنوب این کشور انجام شد؛ حملهای که از یک سو پیام روشنی درباره توانایی این جنبش برای تحمیل هزینه به ریاض داشت و از سوی دیگر، در محدودهای باقی ماند که امکان کنترل سطح تنش را حفظ میکرد.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که انصارالله در صورت تصمیم به افزایش فشار بر عربستان، امکان هدف قرار دادن زیرساختهای حساس انرژی در مناطق دیگر این کشور را نیز دارد. با این حال، در پاسخ اخیر دامنه عملیات به تاسیسات نفتی مهمی مانند جده یا ینبع گسترش پیدا نکرد. بنابراین، انتخاب اهداف نشان میدهد که هدف از عملیات، صرفا پاسخ نظامی نبود، بلکه سطح پاسخ نیز به صورت حساب شده تعیین شده بود.

در واقع، انصارالله میان «پاسخ دادن» و «تشدید کردن» تفاوت قائل شده است. حمله به تاسیسات نفتی جنوب عربستان هزینه ادامه فشار نظامی را به ریاض یادآوری میکند، اما در عین حال به معنای تبدیل تمامی زیرساختهای انرژی عربستان به اهداف یک دور جدید از درگیری نیست. این رویکرد، امکان افزایش یا کاهش سطح تنش را در مراحل بعدی برای انصارالله حفظ میکند.
رفتار عربستان در روز سه شنبه نیز همین برداشت را تقویت کرد. اگر حمله روز دوشنبه مقدمه آغاز یک عملیات گسترده هوایی علیه انصارالله بود، انتظار میرفت حملات در فاصله کوتاهی افزایش پیدا کند. اما چنین روندی مشاهده نشد و حضور مستقیم جنگندههای سعودی در ادامه درگیریها محدود باقی ماند. در نتیجه، حمله روز دوشنبه را نمیتوان به سادگی آغاز یک کارزار هوایی مستمر دانست. به نظر میرسد ریاض پس از انتقال پیام نظامی خود، دست کم در این مرحله از ادامه مسیر تشدید مستقیم خودداری کرده است.
در مقابل، این وضعیت به معنای کاهش درگیری در داخل یمن نیست. انصارالله در مواجهه با نیروهای وابسته به عربستان و گروههای مسلح همسو با ریاض همچنان با شدت عمل میکند. همین مسئله یک تفکیک مهم را در وضعیت کنونی نشان میدهد: انصارالله در میدان داخلی یمن برای حفظ موقعیت خود و جلوگیری از تغییر موازنه میدانی با تمام ظرفیت عمل میکند، اما در مواجهه مستقیم با عربستان سطح عملیات را کنترل کرده است. بنابراین، کاهش نسبی تقابل مستقیم با ریاض را نباید با توقف فعالیت نظامی انصارالله اشتباه گرفت.
برای فهم این رفتار، تحولات یمن را باید در چارچوب معادلات گستردهتر منطقهای نیز قرار داد. مهمترین متغیری که در مقطع کنونی میتواند بر محاسبات دو طرف اثر بگذارد، سرنوشت رویارویی ایران و آمریکا است. در شرایطی که دامنه و پیامدهای این رویارویی هنوز مشخص نیست، ورود عربستان و انصارالله به یک جنگ گسترده و مستقل در یمن میتواند محاسبات هر دو طرف را با هزینههای پیش بینی نشده مواجه کند.
این مسئله برای عربستان اهمیت بیشتری دارد. ریاض از یک سو تحت فشار آمریکا برای جلوگیری از تثبیت کامل موقعیت انصارالله در سواحل غربی یمن و به ویژه در ارتباط با تنگه باب المندب قرار دارد و از سوی دیگر، نمیتواند بدون محاسبه هزینهها وارد یک جنگ مستقیم و گسترده با انصارالله شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که برتری هوایی به تنهایی برای تغییر معادله یمن کافی نیست و ورود مستقیم به جنگ میتواند هزینههای امنیتی و اقتصادی قابل توجهی برای عربستان ایجاد کند.
به همین دلیل، فشار آمریکا بر ریاض لزوما به معنای آمادگی عربستان برای آغاز یک جنگ تمام عیار نیست. عربستان باید میان خواست واشنگتن برای محدود کردن موقعیت انصارالله و ملاحظات امنیتی و نظامی خود توازن برقرار کند. هرگونه افزایش جدی عملیات هوایی میتواند پاسخ متقابل انصارالله را به سمت زیرساختهای حساستر سعودی سوق دهد و در نتیجه، دامنه درگیری را از یمن به داخل خاک عربستان منتقل کند. این همان سناریویی است که ریاض احتمالا تلاش دارد از آن اجتناب کند.
محاسبه انصارالله نیز بر همین اساس قابل درک است. این جنبش طی سالهای گذشته نشان داده است که در صورت تصمیم سیاسی میتواند دامنه عملیات علیه منافع و زیرساختهای عربستان را به سرعت افزایش دهد. اما برخورداری از این ظرفیت به معنای ضرورت استفاده از تمام آن در هر مقطع نیست. در شرایطی که معادلات منطقه ای میتواند به سرعت تغییر کند، حفظ ظرفیتهای نظامی و گزینههای عملیاتی برای مراحل بعدی اهمیت زیادی دارد.
از این منظر، پاسخ اخیر انصارالله را باید بخشی از یک محاسبه بزرگتر دانست. این پاسخ از یک سو نشان داد که نقض حریم هوایی یمن و حملات سعودی بدون هزینه باقی نمیماند و از سوی دیگر، به ریاض این پیام را منتقل کرد که افزایش سطح عملیات میتواند با افزایش سطح پاسخ مواجه شود. در عین حال، محدود ماندن جغرافیای اهداف نشان داد که انصارالله در شرایط فعلی تصمیمی برای مصرف تمام ظرفیت های خود در یک رویارویی گسترده با عربستان ندارد.
این وضعیت همچنین نشان میدهد که دو طرف در حال مدیریت یک معادله چندلایه هستند. عربستان تلاش میکند فشار بر انصارالله و حمایت از نیروهای همسو با خود در داخل یمن را حفظ کند، بدون آنکه مستقیما وارد جنگی گسترده شود. انصارالله نیز ضمن ادامه مقابله با مزدوران سعودی در داخل یمن، برای پاسخ به اقدامات مستقیم عربستان سطح مشخصی را تعیین کرده است. بنابراین، جبهه یمن همچنان فعال است، اما شدت درگیری در همه سطوح یکسان نیست.
در مجموع، روند روزهای اخیر بیشتر از آنکه نشانه شکلگیری یک تفاهم سیاسی میان ریاض و انصارالله باشد، بیانگر شکلگیری نوعی «تنش مدیریت شده» است. عربستان فشار نظامی را کنار نگذاشته، اما از تبدیل آن به عملیات هوایی مستمر خودداری کرده است. انصارالله نیز پاسخ داده، اما دامنه عملیات را تا سطحی که به یک دور جدید از جنگ گسترده منجر شود، افزایش نداده است.
این موازنه البته شکننده است و به معنای کاهش اختلافات اساسی میان دو طرف نیست. هرگونه تغییر در سطح حمایت آمریکا از عملیات سعودی، تحولات مربوط به بابالمندب یا تغییر جدی در رویارویی ایران و آمریکا میتواند محاسبات فعلی را تغییر دهد. با این حال، تا زمانی که وضعیت این متغیرها روشن نشده است، به نظر میرسد ریاض و انصارالله هر دو ترجیح میدهند ضمن حفظ توانایی تشدید، از استفاده کامل از آن خودداری کنند. ویژگی اصلی مرحله کنونی، نه توقف درگیری، بلکه تلاش دو طرف برای حفظ ابتکار عمل و تعیین سقف تقابل تا روشن شدن معادلات برای مرحله بعد است.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
انتهای پیام/
ارسال نظر شما