اهرمهای ایران پشتوانه سفر نیویورک
در روز ۲۰۶ جنگ، معادله وارد مرحله تازهای شده است. پس از هفتهها درگیری مستقیم، حملات متقابل و فشار بر مسیرهای انرژی، ایران بار دیگر تلاش میکند دستاوردهای میدان را به یک موقعیت سیاسی تبدیل کند.
در روز ۲۰۶ جنگ، معادله وارد مرحله تازهای شده است. پس از هفتهها درگیری مستقیم، حملات متقابل و فشار بر مسیرهای انرژی، ایران بار دیگر تلاش میکند دستاوردهای میدان را به یک موقعیت سیاسی تبدیل کند. ایران شروط خود برای آغاز مذاکره را از مسیر قطر و پاکستان به واشنگتن منتقل کرده است؛ شروطی که شامل توقف حملات، پایان محاصره دریایی، رفع تحریمها و تضمین اجرای توافقهای احتمالی است. این اقدام نشان میدهد ایران مذاکره را نه بهعنوان عقبنشینی از مواضع خود، بلکه بهعنوان مرحلهای برای تثبیت نتایج جنگ دنبال میکند.
تهران؛ مذاکره پس از تثبیت اهرمها
موضع ایران در روزهای اخیر بر یک اصل ثابت استوار بوده است: مذاکره زمانی معنا دارد که همراه با تضمین باشد. مقامهای ایرانی تأکید کردهاند تجربه توافقهای گذشته، بهویژه شکست اجرای تعهدات طرف مقابل، موجب شده تهران نسبت به توافق بدون تضمین بدبین باشد. در همین چارچوب، ایران خواستار آن است که پیش از هر گفتوگوی مستقیم، اقداماتی برای کاهش فشار و اطمینان از اجرای تعهدات انجام شود. این رویکرد را میتوان بخشی از همان راهبردی دانست که ایران در روزهای گذشته بر آن تأکید کرده است یعنی حفظ توان بازدارندگی در میدان، در کنار استفاده از مسیر دیپلماسی.
واشنگتن؛ انتخاب میان فشار و معامله
در طرف مقابل، آمریکا هنوز میان دو مسیر حرکت میکند: ادامه فشار یا ورود به یک توافق جدید. ترامپ از «تصمیمی بزرگ» درباره ایران سخن گفته و همزمان احتمال دیدار با مقامهای ایرانی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل را رد نکرده است.اما مسئله واشنگتن فقط پرونده ایران نیست. ادامه جنگ هزینههای اقتصادی و سیاسی ایجاد کرده است. افزایش قیمت انرژی، فشار بر بازار و نگرانی متحدان منطقهای از گسترش جنگ، عواملی هستند که تصمیمگیری آمریکا را پیچیدهتر میکنند.
تحلیلگران اندیشکده چتمهاوس معتقدند هر توافق پایدار میان ایران و آمریکا ناچار باید چند پرونده را همزمان حل کند؛ از تحریمها و برنامه هستهای تا ترتیبات امنیتی منطقه. توافق محدود و موقت، بدون حل این مسائل، شکننده خواهد بود.
هرمز؛ اهرمی که هنوز روی میز است
یکی از مهمترین کارتهای ایران در این مرحله، مسئله امنیت انرژی و تنگه هرمز است. اگرچه بازار جهانی در روزهای اخیر نشانههایی از سازگاری با بحران نشان داده، اما تداوم تهدید علیه کشتیرانی همچنان یک عامل فشار باقی مانده است. یک نفتکش در هرمز هدف حمله قرار گرفت و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی ادامه یافت. در عین حال، کشورهای منطقه تلاش کردهاند مسیرهای جایگزین ایجاد کنند. این مسئله نشان میدهد هرمز همچنان یک اهرم مهم است، اما بازیگران مقابل نیز در حال کاهش آسیبپذیری خود هستند.
یمن؛ آزمون اصلی هر توافق
یکی از دشوارترین بخشهای هر توافق احتمالی، جبهههای منطقهای است. در یمن، نبرد میان نیروهای دولت مورد حمایت عربستان و انصارالله ادامه دارد. نیروهای دولت یمن از بازپسگیری برخی مناطق اطراف تعز خبر دادهاند، اما عملیات و حملات متقابل همچنان ادامه دارد. تحلیلهای مرکز مطالعات جنگ و پروژه تهدیدهای بحرانی هم اشاره میکنند که انصارالله حتی با وجود روابط نزدیک با تهران، بازیگری با اهداف مستقل بوده و کنترل کامل رفتار این گروه از خارج دشوار است. به همین دلیل، حتی یک توافق میان تهران و واشنگتن الزاماً به معنای پایان فوری همه بحرانهای منطقهای نخواهد بود.
نیویورک؛ نخستین آزمون سیاسی
آغاز مجمع عمومی سازمان ملل، نخستین صحنهای است که در آن میتوان نشانههای تغییر محاسبات سیاسی را مشاهده کرد. حضور همزمان مقامهای ایرانی، آمریکایی و بازیگران منطقهای، فرصت تازهای برای میانجیها ایجاد کرده است. با این حال، فاصله میان مواضع دو طرف همچنان زیاد است. مسئله اصلی این نیست که آیا مذاکره انجام میشود یا نه؛ بلکه این است که هر طرف با چه میزان اهرم و چه میزان انعطاف وارد آن خواهد شد.
نبرد ارادهها
جنگ وارد مرحلهای شده که دیگر فقط با تعداد حملات یا وسعت میدان سنجیده نمیشود. ایران تلاش دارد نشان دهد فشار نظامی و مقاومت منطقهای، اکنون به یک اهرم سیاسی تبدیل شده است. آمریکا نیز باید میان ادامه فشار و پذیرش یک چارچوب مذاکره تصمیم بگیرد. تجربه جنگهای اخیر منطقه نشان داده پایان درگیریها معمولاً زمانی آغاز میشود که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا از هزینه مصالحه بیشتر شود. روزهای اخیر شاید هنوز روزهای پایان جنگ نباشد؛ اما نشانهای از آغاز یک رقابت تازه است. رقابت بر سر اینکه چه کسی میتواند دستاوردهای میدان را به نتیجه سیاسی تبدیل کند.
ارسال نظر شما