جنگ نفتکش‌ها

سیاسی

آمریکا در پاسخ به زدوخوردها با ناوهای جنگی‌اش، به جنگ نفتکش‌ها رو آورده و وزیر جنگش رسماً اعلام کرده در برابر حملات ایران به ناوهای آمریکا پاسخ متقارنی ندارد و به‌جای پاسخ نظامی، به نفتکش‌ها حمله خواهد کرد.

آمریکا در پاسخ به زدوخوردها با ناوهای جنگی‌اش، به جنگ نفتکش‌ها رو آورده و وزیر جنگش رسماً اعلام کرده در برابر حملات ایران به ناوهای آمریکا پاسخ متقارنی ندارد و به‌جای پاسخ نظامی، به نفتکش‌ها حمله خواهد کرد. در بیانیه رسمی سنتکام که به پیوست انتشار تصاویر حمله به نفتکش‌ها منتشرشده نیز آمده این شناورهای تجاری «با دقت و حرفه‌ای‌گری نیروهای مسلح آمریکا» هدف قرار گرفته‌اند.

این وضعیت را چهار دهه پیش در برابر ارتش مستأصل بعثی تجربه کرده بودیم؛ جنگی که ۲۳۹ نفتکش طرفین را به آتش کشید و ۵۵ عدد از آن‌ها را به قعر دریا فرستاد. ولی تصورش هم دشوار بود که ابرقدرت جهان هم در برابر حمله به ناوهای جنگی‌اش، اهداف غیرنظامی را هدف قرار دهد و تصاویر حملات گران‌قیمت به نفتکش‌های بی‌دفاع و جاری شدن نفت بر آب را به عنوان عملیات افتخارآمیز منتشر کند!

واضح است که آمریکا همچنان از رویارویی در عرصه نظامی شانه خالی می‌کند و به نبرد نامتقارن اقتصادی رو آورده است. دشمن ترجیح می‌دهد جنگ را همچنان در زمین اقتصادی دنبال کند و علاوه بر تحریم‌ها، حتی هنر نظامی‌گری‌اش را هم در این میدان پیاده می‌کند.

نیروهای مسلح کشورمان نیز در پاسخی قاطع به حملات آمریکا به پنج نفتکش ایرانی، تهاجم سنگینی به پایگاه آمریکایی در اردن انجام دادند و همزمان با هدف قرار دادن دو فروند ناوشکن آمریکایی و هشت نفتکش در خلیج فارس، ۱۰ فروند کشتی متخلف که با حمایت ارتش این کشور قصد عبور از منطقه ممنوعه تنگه هرمز را داشتند، زیر ضرب رفتند.

نفتکش‌ها علاوه بر ارزش اقتصادی و کسب درآمد از صادرات نفتی، عامل امنیت اقتصادی هم هستند؛ چراکه حتی با وجود نفت و تأسیسات نفتی، امکان صادرات و کسب درآمد به این شناورها وابسته است. از سوی دیگر عادی‌سازی این رویه ممکن است به برقراری قاعده جدیدی برای تنگ‌تر کردن محاصره منتج شود و نفتکش‌های خارجی حامل نفت ایران نیز مشمول اقدام نظامی آمریکا شوند.

به همین دلایل از این تعدی نمی‌توان به‌سادگی گذشت و پاسخی بازدارنده و نامتقارن را می‌طلبد که به جنگی فرسایشی نینجامد. هدف پاسخ نباید صرفاً به شلیک کردن و آسیب زدن محدود شود؛ بلکه فارغ از نوع واکنش، پاسخی موفق است که بتواند محاسبه دشمن را تغییر داده و اهداف او را نقش بر آب کند.

آمریکا باید به این درک برسد که هدف قرار دادن نفتکش‌های ایرانی با هزینه‌ای معادل روبه‌رو نمی‌شود؛ بلکه امنیت تمام شبکه دریایی و تجاری تحت حمایتش و در نتیجه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اعتبار اسکورت آمریکایی و تصویر چتر امنیتی‌اش بر کشورهای منطقه را بیش از پیش مخدوش می‌کند.

اما با توجه به اهداف متنوعی که در دسترس نیروهای مسلح ما قرار دارد، ضرورتی برای ورود به جنگ نفتکش‌ها و پاسخ متقارن در خلیج فارس نیست. چه اینکه تأسیسات انرژی و نفتکش‌های خارجی مستقر در خلیج فارس، درواقع پشتوانه تنگه هرمز و ضامن ارزش آن به‌شمار می‌روند.

با این نگاه، مسیرهای جایگزینی که برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده‌اند در اولویت هستند و تا وقتی اهدافی مثل پایانه نفتی فجیره و ناوگان نفتی آن در تیررس اقدام متقابل هستند، هدف قرار دادن اهداف نفتی درون خلیج فارس در مراتب بعدی اهمیت قرار می‌گیرد.

بندر فجیره با زیرساخت‌های عظیم نفتی و خط لوله‌ای که نفت را از سواحل غربی امارات در خلیج فارس به سواحل شرقی‌اش در دریای عمان می‌رساند، همچنان در حال دور زدن تنگه است؛ تا جایی‌که میزان صادرات نفتی این کشور در بحبوحه بحران تنگه هرمز، رکوردهای جدیدی را به ثبت رسانده است.

با اینکه نیروهای مسلح ما در اردیبهشت‌ماه گذشته طی اعلامیه‌ای محدوده بندر فجیره را نیز جزو منطقه کنترلی تنگه هرمز قرار داده بود و این اعمال حاکمیت را برای مدتی عملیاتی کرد، اما این کنترل پس از مدتی به دلایل نامعلومی متوقف شده و کشور امارات را به تنها برنده بستن تنگه هرمز تبدیل کرده است.

امارات علاوه بر دور زدن تنگه هرمز به بستری برای انتقال مخفیانه نفت از تنگه توسط شناورهای کوچک تبدیل شده است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد آب‌های غربی این کشور محل تجمع نفتکش‌هایی است که عملیات کشتی‌به‌کشتی را برای خروج غیرقانونی و غیرایمن نفت از تنگه هرمز انجام می‌دهند.