نفت، آرامتر از جنگ
پس از چند هفته که جنگ بیشتر در قالب محاصره، حملات محدود و فشار اقتصادی ادامه داشت، نخستین دقایق چهارشنبه ۱۸ شهریور دوباره صحنه یک تبادل سنگین نظامی شد.
پس از چند هفته که جنگ بیشتر در قالب محاصره، حملات محدود و فشار اقتصادی ادامه داشت، نخستین دقایق چهارشنبه ۱۸ شهریور دوباره صحنه یک تبادل سنگین نظامی شد.
آمریکا اعلام کرد پنج نفتکش ایرانی را در خلیجفارس و دریای عمان هدف قرار داده است. ایران در پاسخ، موجی از حملات را آغاز کرد. سپاه از شلیک موشکهای بالستیک به پایگاه محل استقرار نیروهای آمریکایی در الازرق اردن و حمله به چند شناور آمریکایی و نفتکش در آبهای منطقه خبر داد. ایران همچنین اعلام کرد محدوده دریایی مورد نظرش از حوالی چابهار به بخشهایی از دریای عمان و دریای عرب گسترش خواهد یافت. رویترز تبادل حملات دریایی روز گذشته را بزرگترین موج اعلامشده حملات متقابل علیه کشتیرانی از آغاز جنگ توصیف کرده است. درست در همین نقطه، بازار نفت واکنش نشان داد.
از ۷۰ تا ۱۲۶ و دوباره ۱۰۰
سه روز پیش از آغاز جنگ، در ۲۵ فوریه، نفت برنت حدود ۷۱ دلار معامله میشد. با آغاز حملات و اختلال در هرمز، قیمتها بهسرعت بالا رفتند و در ماه آوریل برنت تا حدود ۱۲۶ دلار صعود کرد. سپس با آتشبسها، مسیرهای جایگزین و کاهش نگرانی بازار، قیمت تا حوالی ۷۰ دلار در اوایل جولای عقب نشست. از آگوست دوباره روند صعودی آغاز شد. شکست امیدها به توافق، بازگشت حملات دریایی و اکنون حمله مستقیم به نفتکشها، برنت را حدود ۲۵درصد بالا کشیده و در ۱۸ شهریور برای نخستینبار از اواخر جولای از ۱۰۰ دلار عبور داده است. رویترز قیمت روز را حدود ۱۰۰ تا ۱۰۱ دلار گزارش کرده است. این رقم بالاست؛ اما با توجه به آنچه در خلیجفارس میگذرد، آنقدرها هم بالا نیست.
قرار بود نفت بسیار گرانتر شود
در آغاز جنگ، بسیاری از سناریوهای بازار بسیار بدبینانهتر بودند. رویترز در مرور پنجماهه جنگ نوشته است هنگامی که آمریکا و اسرائیل در پایان فوریه وارد جنگ با ایران شدند، تحلیلگران سناریوهایی از نفت ۱۵۰ تا حتی ۲۰۰ دلاری را مطرح میکردند؛ فرض آنها این بود که اگر هرمز، مسیری که حدود یکپنجم عرضه جهانی از آن عبور میکند، برای مدتی طولانی از دسترس خارج شود، بازار با کمبود بزرگی روبهرو خواهد شد.
رئیس بازنشسته مؤسسه مشاوره انرژی در گفتوگو با بلومبرگ برآورد کرده بود اگر وضعیت نزدیک به انسداد هرمز ۶ تا ۸ هفته ادامه پیدا کند، نفت میتواند به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برسد. جیپی مورگان هم در اوایل آوریل هشدار داد ادامه اختلال میتواند قیمت را از ۱۵۰ دلار بالاتر ببرد.اما ۶ ماه بعد، جنگ هنوز ادامه دارد، رفتوآمد در هرمز به کسری از سطح عادی رسیده و نفتکشها مستقیماً هدف قرار میگیرند؛ با این همه، نفت تازه به ۱۰۰ دلار رسیده است. این دیگر فقط سؤال مخاطب ایرانی نیست. رویترز همین هفته گزارشی کامل را با این پرسش منتشر کرد: چرا با وجود این همه اختلال، نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار نرفته است؟
بازار راه زندگی با جنگ را پیدا کرده
پاسخ نخست ساده است. هرمز بسیار آسیب دیده، اما صادرات نفت خاورمیانه متوقف نشده است. عربستان بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله به دریای سرخ میفرستد. امارات از فجیره استفاده میکند و کشورهای منطقه مسیرهای تازهای برای دور زدن هرمز فعال کردهاند. برآوردهای مورد استناد رویترز نشان میدهد صادرات نفت خام منطقه با وجود افت شدید، هنوز میلیونها بشکه در روز ادامه دارد.
دوم، جهان امروز بیش از گذشته نفت را از خارج خاورمیانه تأمین میکند. تولید آمریکا در جریان جنگ رکورد زده و کانادا، گویان و دیگر تولیدکنندگان نیز عرضه بیشتری وارد بازار کردهاند. روسیه هم برخلاف برخی پیشبینیها همچنان حجم قابل توجهی صادر میکند.
عامل سوم چین است. بزرگترین واردکننده نفت جهان در ماههای جنگ هم مصرف را کاهش داده و هم از ذخایر بزرگ خود استفاده کرده است. واردات دریایی چین در ماه آگوست هنوز حدود ۴۰درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ بود. این کاهش تقاضا بخشی از کمبود عرضه را خنثی کرده است.
به بیان ساده، ایران توانسته جریان عادی انرژی را مختل کند، اما بازار جهانی هم ۶ ماه فرصت داشته راههای تحمل این اختلال را پیدا کند.
عدد برنت همه ماجرا نیست
اگر نتیجه بگیریم پس «فشار انرژی اثر نکرده» اشتباه است. بخش بزرگی از شوک از قیمت نفت خام به نقاط دیگری منتقل شده است. گازوئیل اروپا اکنون نزدیک ۱۹۹ دلار برای هر بشکه معامله میشود؛ تقریباً دو برابر برنت. حاشیه سود پالایشگاهها به سطوح بیسابقه رسیده و هزینه حمل، بیمه جنگ و سوخت نیز بالا رفته است.
حتی دانستن اینکه واقعاً چه میزان نفت از هرمز عبور میکند دشوار شده است. عبور «خاموش» نفتکشها، خاموشکردن سامانههای رهگیری و اختلاف میان دادههای ماهوارهای سبب شده بازار، بخشی از قیمت را براساس ابهام و ریسک تعیین کند. بنابراین نفت ۱۰۰ دلاری نشانه کماهمیتشدن هرمز نیست. نشانه این است که اقتصاد جهانی در برابر شوک مقاومتر شده، اما هزینه جنگ را در بخشهای مختلف زنجیره انرژی پخش کرده است.
برای ایران، این نکته اهمیت راهبردی دارد. قیمت نفت یکی از شاخصهایی است که نشان میدهد فشار نظامی در خلیجفارس تا چه اندازه از میدان جنگ عبور کرده و به محاسبات اقتصادی آمریکا و دیگر قدرتها رسیده است. هرچه نفت، سوخت، بیمه و حملونقل گرانتر شوند، هزینه ادامه جنگ از بودجه نظامی فراتر میرود. اما همین شاخص یک نکته دیگر را هم نشان میدهد. بازار با گذشت زمان یاد میگیرد. قدرت کارت انرژی ایران هنوز بالاست؛ رسیدن نفت به ۱۰۰ دلار در روزی که دور تازه حملات آغاز شده، خود نشانه همین قدرت است. اما تجربه ۱۹۴ روز گذشته نشان داده میان تشدید نظامی و افزایش قیمت نفت رابطهای یکبهیک وجود ندارد. مسیرهای جایگزین ساخته میشوند، مصرف کاهش مییابد و عرضه تازه وارد بازار میشود.
در جنگی که پیروز میدان کسی است که یک روز بیشتر پایدار بماند، نفت فقط یک کالا نیست؛ یکی از عقربههای اصلی سنجش اثر جنگ است. هر بار که این عقربه بالا میرود، بخشی از هزینه میدان به اقتصاد جهان منتقل میشود. اما اندازه حرکت آن نیز نشان میدهد طرف مقابل و بازار تا چه حد توانستهاند خود را با فشار تازه تطبیق دهند.
ارسال نظر شما