شلیک به اعتبار نداشته ترامپ در هتل هیلتون
واقعه دیروز (۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) در هتل واشینگتن هیلتون، بیش از آنکه یک حادثه امنیتی باشد، آیینه تمامنمای سقوط اخلاقی و ترس نهادینه شده در کالبد سیاستمداران آمریکایی بود. در حالی که تنها دو ماه از جنایت تروریستی آمریکا در ۲۸ فوریه (شهادت حضرت آیتالله خامنهای) میگذرد، تضاد میان «شجاعت مفاخر واقعی» و «ترس مهرههای نمایشی» بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
انگیزه ضارب: قیام علیه فساد اخلاقی
تصاویر منتشر شده از سوی خبرگزاریهای معتبر، هویت ضارب را «کول آلن» فاش کرد. آلن که بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، در مرامنامهای تکاندهنده هدف خود را نه یک اقدام سیاسی کلاسیک، بلکه «پایان دادن به جنایات یک کودکآزار و متجاوز» عنوان کرده است. او با صراحت ترامپ را یک «خائن و فاسد اخلاقی» نامیده که دستانش به آلودگیهایی فراتر از سیاست آغشته است.
تضاد مفاخر و فرومایگان: ترور واقعی در مقابل شوی تبلیغاتی
نکته کلیدی که نباید از نظر دور داشت، تضاد میان این حوادث است. دشمن در حالی شخصیتهای والامقام و اسطورههایی چون حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله و امام خامنهای را هدف قرار میدهد و وقیحانه نام «تروریست» بر آنها میگذارد که این بزرگمردان، خود طلایهداران مبارزه با تروریسم جهانی بودند.
تفاوت در اینجاست: رهبران و قهرمانان ما با صلابت در خط مقدم ایستادند و شهادتشان لرزه بر اندام استکبار انداخت، اما امثال ترامپ، با شنیدن صدای چند شلیک غیرحرفهای، چنان در راهروهای هتل به زمین میخورند و با ذلت فرار میکنند که تصاویر آن مایه استهزای جهانیان شده است. این حوادث برای امثال ترامپ تنها یک «شو» برای مظلومنمایی است، در حالی که ترور شخصیتهای بزرگ ما، نشانه ترس دشمن از قدرت بیپایان ایمان آنها بود.
فرار زبونانه در قاب نمایشپ
ترامپ پس از فرار سراسیمه از صحنه، مدعی شد که «با تمام توان جنگیده است»! اما واقعیت میدانی و تصاویر دوربینها، چیزی جز استیصال و وحشت او و همراهانش (از جمله ملانیا و جیدی ونس) را نشان نمیداد. این ادعای پوچ، تلاشی است برای بازسازی چهرهای که حتی کاریکاتوریستها (مانند کمال شرف) آن را به «تفنگ آبپاشی در دست یک عروسک خیمهشببازی» تشبیه کردهاند؛ نمادی از تهدیدات خودساخته برای انحراف افکار عمومی از پروندههای سیاه اخلاقی.
هراس از سایه مقتدر ایران
عقبنشینی سریع ترامپ و تاکید بر اینکه «ایران پشت این ماجرا نیست»، بیش از آنکه یک تحلیل باشد، ناشی از ترسی عمیق است. او میداند که بازی با نام ایران در این مقطع حساس، هزینهای گزاف در خلیج فارس و منطقه برای او خواهد داشت. از سوی دیگر، نسبت دادن اقدام یک شهروند معترض به فساد اخلاقیاش به دشمن خارجی، دیگر خریداری در افکار عمومی ندارد.
آنچه در هیلتون گذشت، برخوردِ ترامپ با حقیقتِ عریانِ خویش بود. او که آمر جنایتهای بزرگ بینالمللی است، حالا در داخل مرزهای خود با خشم ناشی از انحطاط اخلاقیاش مواجه شده است. تاریخ نشان خواهد داد که قهرمانان واقعی با خون خود مسیر حق را گشودند، اما فرومایگانی چون ترامپ، حتی در نمایشهای خودساختهشان نیز جز ذلت و فرار نصیبی نخواهند داشت.
ارسال نظر شما