مذاکره از نقطه صفر آغاز نمی‌شود

سیاسی

تهران درِ دیپلماسی را نبسته، اما می‌خواهد بازگشت به مذاکره با پذیرش پیامدهای جنگ همراه باشد؛ از پایان تهدید و محاصره تا جبران خسارت و ایجاد سازوکاری که تکرار حمله در میانه گفت‌وگو را دشوار کند.

به‌گزارش آژانس خبری مظفریه، تهران درِ دیپلماسی را نبسته، اما می‌خواهد بازگشت به مذاکره با پذیرش پیامدهای جنگ همراه باشد؛ از پایان تهدید و محاصره تا جبران خسارت و ایجاد سازوکاری که تکرار حمله در میانه گفت‌وگو را دشوار کند.سخنان عباس عراقچی و پزشکیان در ۱۸ مرداد، تصویر روشن‌تری از مرحله بعدی سیاست ایران ارائه کرد. عراقچی تأکید کرد مذاکره مستقیمی با آمریکا در جریان نیست، اما تلاش برای «ایجاد زمینه مذاکرات» ادامه دارد. پزشکیان نیز خواستار عبور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» شد و زمان کنونی را برای حرکت به سمت توافق مناسب دانست.در کنار هم قرار دادن این دو موضع نشان می‌دهد بحث اصلی در ایران دیگر اصل مذاکره نیست. پرسش مهم‌تر این است مذاکره بعدی تحت چه قواعدی آغاز شود و چه تضمینی وجود داشته باشد که تجربه ماه‌های گذشته تکرار نشود.همین نقطه، ۶ مطالبه اعلام‌شده از سوی شورای عالی امنیت ملی را معنادار می‌کند. این مجموعه صرفاً فهرستی از امتیازات اقتصادی و امنیتی نیست؛ تلاشی است برای تغییر چارچوبی که آمریکا در آن می‌تواند میان مذاکره، تهدید و عملیات نظامی رفت‌وبرگشت کند.

مسئله اعتماد، نه صرفاً توافق

شکاف اصلی میان ایران و آمریکا اکنون بیش از آنکه بر سر امکان رسیدن به یک متن توافق باشد، بر سر اعتبار همان متن است. مسئله این است که توافقی بدون سازوکار اجرایی مؤثر می‌تواند با نخستین اختلاف، دوباره به نقطه آغاز بازگردد.پزشکیان نیز به همین مسئله اشاره کرد و گفت در تفاهم قبلی باید سازوکاری برای رسیدگی به تخلفات ایجاد می‌شد، نه اینکه هر اختلاف مستقیماً به بازگشت درگیری منجر شود.از این زاویه، مطالبه جبران خسارت اهمیت دیگری پیدا می‌کند. قرار دادن هزینه برای نقض تفاهم، می‌تواند بخشی از سازوکار بازدارندگی سیاسی باشد. یعنی طرف مقابل بداند خروج از مسیر توافق و بازگشت به حمله، بدون هزینه باقی نخواهد ماند.به همین دلیل، مذاکرات احتمالی آینده را نمی‌توان ادامه ساده مذاکرات پیش از جنگ دانست. جنگ خود بخشی از موضوع مذاکره شده است.

هرمز؛ تفکیک پرونده فنی از معامله سیاسی

ایران همزمان تلاش می‌کند مسئله هرمز را مرحله‌بندی کند. مذاکرات با عمان درباره مختصات مسیر تازه عبور کشتی‌ها تقریباً به پایان رسیده، اما عراقچی تصریح کرد نهایی‌شدن این مسیر به معنای بازگشایی تنگه نیست.

این تفکیک اهمیت دارد. ایران می‌تواند زیرساخت فنی بازگشت کشتیرانی را آماده کند، بدون آنکه مهم‌ترین اهرم خود در مذاکرات سیاسی را پیشاپیش واگذار کند. به بیان دیگر، نقشه مسیر دریایی آماده می‌شود، اما تصمیم استفاده از آن به نتیجه تعامل سیاسی با آمریکا وابسته می‌ماند. در نتیجه، هرمز دیگر تنها موضوع اختلاف نیست؛ به بخشی از سازوکار ترتیب اقدامات تبدیل شده است؛ اینکه چه کسی ابتدا چه اقدامی انجام می‌دهد، رفع محاصره در چه مرحله‌ای صورت می‌گیرد و بازگشت کشتیرانی با چه تضمین‌هایی همراه می‌شود.

از پایان جنگ تا قواعد پس از جنگ

واشنگتن همچنان تلاش می‌کند فشار نظامی را عامل تمایل ایران به مذاکره معرفی کند. جی‌دی ونس نیز بار دیگر از ادامه فشار سخن گفت. اما ایران در حال شکل‌دادن به روایت متفاوتی است. مذاکره نه نتیجه پذیرش شروط آمریکا، بلکه مسیری برای تثبیت وضعیتی است که پس از ماه‌ها مقاومت و تحمیل هزینه به طرف مقابل ایجاد شده است.

در همین چارچوب باید سخنان پزشکیان درباره خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را فهمید. ادامه دائمی تعلیق نه امکان بازسازی اقتصادی را فراهم می‌کند و نه خطر دور تازه درگیری را از بین می‌برد. بنابراین مسئله، صرفاً متوقف‌کردن جنگ نیست؛ تبدیل توقف جنگ به ترتیباتی است که آغاز دوباره آن را پرهزینه‌تر کند.

نشانه حرکت تدریجی از منازعه بر سر «پایان جنگ» به مناقشه پیچیده‌تر بر سر قواعد پس از جنگ پدیدار شده است؛ جایی که مسئله اعتماد، تضمین، خسارت و ترتیب اجرای تعهدات احتمالاً به اندازه پرونده هسته‌ای و هرمز تعیین‌کننده خواهد بود.