افشای توطئه برای «ارزانفروشی» تنگه هرمز و تضعیف حاکمیت ملی
در حالی که برخی جریانهای داخلی با ارائه آمارهای گمراهکننده و تحلیلهای سطحی، سعی دارند اهمیت راهبردی تنگه هرمز را پایین زده و زمینهی ذهنی برای پذیرش امتیازات تجاری و سیاسی را فراهم کنند، بررسیهای دقیق اقتصادی نشان میدهد که این گذرگاه، منبعی با پتانسیل درآمدزایی دهها میلیارد دلاری است. هرگونه تلاش برای کمارزش جلوه دادن این نقطه استراتژیک یا پیشنهاد تقسیم عوارض با کشورهای همسایه، در راستای منافع دشمنان و به ضرر امنیت ملی ایران است.
گزارشهای اخیر نشان میدهد برخی گروهها با هدف تضعیف اراده ملی، مدعی شدهاند که درآمدزایی از تنگه هرمز ناچیز است و این منطقه «ارزش جنگ یا هزینههای مدیریتی» را ندارد. اما نگاهی به اعداد و ارقام واقعی، این ادعاها را به چالش میکشد.
محاسبه اول: عوارض نفتی؛ درآمدی فراتر از تصور
بر اساس تحلیلهای جاری، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکند. در حالی که برخی برای تخریب جایگاه این تنگه، نرخ عوارض را در حد یک دلار تخمین میزنند، گزارشهای اندیشکدههای معتبر اروپایی (از جمله مؤسسه بروگل) حاکی از آن است که ایران میتواند تا ۸ دلار به ازای هر بشکه عوارض دریافت کند.
با این نرخ، تنها از مسیر انتقال نفت، سالانه بیش از ۴۰ میلیارد دلار درآمد برای کشور حاصل میشود؛ رقمی که به تنهایی تمام ادعاهای «ارزش پایین تنگه» را باطل میکند.
محاسبه دوم: عوارض تجاری؛ اهرم فشار ۷۰ میلیارد دلاری
اگر نگاهی جامعتر به حجم تجارت غیرنفتی داشته باشیم، سالانه حدود ۱۴۰۰ میلیارد دلار کالا از این مسیر جابهجا میشود. در این سناریو، اگر ایران تنها ۵ درصد از این حجم تجارت را به عنوان عوارض عبور دریافت کند، درآمد سالانه کشور به رقم خیرهکننده ۷۰ میلیارد دلار خواهد رسید. در واقع، جهان امروز در وضعیتی است که یا باید این عوارض منطقی را بپردازد تا ثبات در منطقه برقرار شود و قیمتها کاهش یابد، یا با پرداخت هزینههای گزاف ناشی از نوسانات بازار (که در حال حاضر قیمتها را دو برابر کرده است) مواجه شود.
نظم نوین تنگه هرمز؛ چرا سهم عمان باید نمادین باشد؟
یکی از بحثهای گمراهکننده، پیشنهاد تقسیم عواید حاصل از تنگه با کشورهای همسایه مانند عمان است. در پاسخ به این جریانها باید صراحتاً گفت: منطق تقسیم ۵۰-۵۰ کاملاً مردود است.
این «نظم نوین مدیریت تنگه هرمز» توسط ایران و با پرداخت هزینههای سنگین نظامی، سیاسی و امنیتی پایهریزی شده است. در حالی که ایران تمام هزینههای ایجاد این حاکمیت را پرداخت کرده، عمان تنها تماشاگر این تحولات بوده است. بنابراین، پذیرش هرگونه سهم مدیریتی یا مالی قابل توجه برای آنها، غیرمنطقی است.
حداکثر امتیازی که میتوان در نظر گرفت، رعایت ملاحظات امنیتی یا اختصاص سهمی نمادین (در حد ۱ درصد) است؛ چرا که این ایران است که با اعمال قدرت خود، فصلی جدید از مدیریت بر تنگه هرمز را حاکم کرده و هیچ منطق منطقهای یا استراتژیکی برای نصف کردن عواید با طرف خارجی وجود ندارد.
پشتوانه جهانی؛ چرا چین همراه تهران است؟
در پاسخ به کسانی که مدعی مخالفت قدرتهای شرق با مدیریت ایران بر تنگه هستند، باید یادآور شد که چین در عمل و در شورای امنیت، قطعنامههای بازگشایی تنگه را وتو کرده و در کنار تهران ایستاده است. این نشان میدهد که بازیگران بزرگ جهان، واقعیت قدرت ایران در منطقه را پذیرفتهاند و با مدیریت تهران بر این مسیر همسو شدهاند.
تنگه هرمز تنها یک مسیر آبی نیست، بلکه یک «سرمایه ملی» و «اهرم فشار ژئوپلیتیک» است. هرگونه تلاش برای پایین نشان دادن ارزش این منطقه، در واقع تلاشی برای باز کردن درهای اقتصادی ایران در برابر متجاوزان و پذیرش شکست در میدان استراتژیک است. حقیقت این است که مدیریت درست تنگه هرمز، میتواند اقتصاد ایران را از وابستگی به مدلهای سنتی خارج کرده و میلیاردها دلار ثروت ملی ایجاد کند.
ارسال نظر شما