از نذر تخصص تا صف‌های بی‌پایان؛ میدان ساعت در دوراهی معنا و نمایش

قلب تپنده تبریز این شب‌ها در میدان ساعت می‌زند؛ جایی که عطر خدمت با شعور حسینی درآمیخته، اما تداوم این زیبایی، نیازمند مدیریتی است که نگذارد صف‌های طولانی، نگاه‌های سطحی و حضورهای دیرهنگامِ تبلیغاتی، معنویت این حرکت مردمی را به حاشیه براند.

اجتماعی / اخبار / شهر

میدان ساعت تبریز، این روزها به صحنه‌ای زنده از هم‌افزایی شور و شعور حسینی تبدیل شده است؛ جایی که موکب‌ها نه فقط محل توزیع نذری، بلکه روایتگر نوعی تازه از خدمت اجتماعی‌اند. در میان این خیمه‌های نورانی، جلوه‌هایی از «نذر تخصص» به چشم می‌خورد؛ از مشاوره‌های حقوقی و روانشناسی، خدمات پزشکی بی‌چشمداشت تا آموزش‌های صلواتی و فضاهای خلاقانه برای کودکان. این‌ها همان نقاط درخشانی هستند که عزاداری را از یک آیین صرف، به یک جریان فرهنگی و اجتماعی ارتقا می‌دهند.

اما در کنار این قاب‌های ماندگار، پرسش‌هایی در ذهن ناظران نقش بسته است. برخی از این سازه‌های پرزرق و برق که این روزها در آرامش پس از طوفان برپا شده‌اند، در روزهای سخت و التهابات آغازین سال، کجا بودند؟ این حضور پررنگ در ایام «نمایش»، وقتی با غیبت معنادار در روزهای بحران مقایسه می‌شود، ناخودآگاه این شائبه را ایجاد می‌کند که برخی مجموعه‌ها، بیش از آنکه به دنبال گره‌گشایی باشند، به دنبال سهم‌خواهی از ویترین رسانه‌ای میدان ساعت هستند.

حضور دیرهنگام برخی نهادها، آن هم با رویکردی صرفاً توزیعی و غیرهدفمند، باعث شده تا تمرکز از «خدمت صادقانه» به سمت «تولید صف» تغییر یابد. تصاویری که گاه اصل پیام عاشورایی را کمرنگ کرده و به جای بازنمایی ایثار، حس یک رقابت تبلیغاتی و سازمانی را متبادر می‌کند.

کارشناسان معتقدند اکنون زمان آن رسیده که میان «موکب‌های ریشه‌دار مردمی» که در تمام فصول در کنار مردم بوده‌اند و «موکب‌های سازمانی» که تنها در روزهای بی‌خطر آفتابی می‌شوند، تمایز قائل شد. هدایت نذورات مادی به سمت زیرساخت‌های آسیب‌دیده و خانواده‌های نیازمند، آزمون واقعی برای کسانی است که ادعای خدمت دارند.

تبریز فراتر از یک نمایش فصلی، تشنه همان روحیه‌ای است که در روزهای سخت، بی‌صدا در میدان حاضر باشد؛ میدان ساعت می‌تواند ویترینی خالص از «نذر آگاهی» باشد، مشروط بر آنکه نقش نهادها از تصدی‌گری و شوهای مقطعی، به پشتیبایی واقعی و مستمر تغییر یابد. بی شک شهر اولین‌ها می تواند با نگاه مدیریتی صحیح، به الگویی برای تلفیق نذر تخصص و شور حسینی در سراسر کشور بدل شود.

 

بررسی‌های میدانی در هسته مرکزی شهر تبریز و در امتداد چهار شریان اصلی منتهی به میدان ساعت، حکایت از استقرار بیش از ۵۰ موکب در این محدوده دارد. تحلیل آماری این تجمعات نشان می‌دهد که حدود ۶۰ درصد از این ایستگاه‌ها صرفاً بر توزیع نذورات خوراکی نظیر چای، آش، سوپ و… تمرکز دارند که در برخی نقاط به‌دلیل توزیع غیرهدفمند، منجر به ایجاد گره‌های ترافیکی و ازدحام بی‌رویه شده است.

در مقابل، ۴۰ درصد این ظرفیت به ارائه خدمات تخصصی، پزشکی و آموزشی اختصاص یافته است که نقطه‌قوت این رویداد محسوب می‌شود. با این حال، نکته تامل‌برانگیز در این جغرافیا، غلبه ۶۰ درصدی موکب‌های سازمانی و ارگانی است؛ تمرکزی که با تحت‌الشعاع قرار دادن “قاب مردمی” و اصالت خودجوش این تجمعات، بیم تبدیل شدن این حرکت‌های معنوی به ساختارهای اداری و تشریفاتی را افزایش داده است.